مرودشت مهد تمدن کهن پارس

تاریخی مرودشت.تخت جمشید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 0:8  توسط علی اخلاقی  | 

شهری در ایران زمین

                                              

  تصاویرحكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست. هيچكس سوار

 بر اسب نيست. هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد. هيچكس سر افكنده و

 شكست خورده نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني

 در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در

ايران مرسوم نبوده است در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد

 حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 13:59  توسط علی اخلاقی  | 

شهرستان مرودشت سرزمین اهورایی ایرانیان

                           

                 

           شهرستان مرودشت "مهد فرهنگ وتمدن ایران زمین"گنجینه  اسرار تاریخی "

          طلایه دار بزرگترین امپراتوری جهان باستان"سرزمین اهورایی ایرانیان ونگاهبان

         عظیم میراث گذشتگان مقدم شما میهمانان عزیز را در این شهر گرامی می دارد

                  امیدواریم که در این شهر اوقات خوب و خوشی را سپری کنید

                                            

  

پروردگارا هنگامي که براستي تو را فــرا مي خوانم جز راستي و انديشه ي نيک تو روان مرا چه کسي ياري خواهد داد؟ و چه کسي نگاهدار من و ياران من خواهد بود؟

"اشو زرتشت"

ای مزدای بهترین ، به سوی من آی و خود را به من بنمای ، تا در پرتو راستی و اندیشه نیک ، سخنان خود را خارج از انجمن مغان ، به گوش دیگران نیز برسانم . باشد که آنچه بایسته ماست ، و نمازی که شایسته توست برای ما آشکار گردد .

اي خداوند جان و خرد هنگامي که در انديشه خود تو را سر آغاز و سرانجام هستي شناختم .آنگاه با ديده دل دريافتم که توئي آفريننده راستي و داور دادگري که کردار مردم جهان را داوري مي کنی هات۳۱ بند ۸

مزدا اهورا با شهرياری و مهرخود به کسی که رفتار و گفتارش در پرتو انديشه نيک و بهترين منش ها بر پايه راستی باشد رسايی و جاودانگی بخشد.هات۴۶ بند۱

کسي که به گوهر راستي و نيکي بگرود شهريور و بهمن و ارديبهشت و اسفند او را ياري و استواري دهند و در کوشش در راه راستي و بر انداختن دروغ پشت و پناه وي باشند چنان که در روز پسين از آزمايش سرافراز بر آيد و در برابر دروغ پرستان نخستين کسي باشد که به سوي بهشت جاودان گام بردارد.هات ۳۰بند۷

     

             حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار        

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 20:20  توسط علی اخلاقی  | 

امپراتوري ايران جاودان

      

 THE IRANIAN EMPIRE 

همه گیتی تن است و ایران دل...

              میست گوینده زین قیاس خجل

چونکه ایران دل زمین باشد ...

              دل زتن به بود یقین باشد

نقشه و پرچم ايران بزرگ - آذربایجان - کردستان - خوزستان - سیستان - خراسان - طبرستان - فرتور کوروش بزرگ شاهنشاه و ابر مرد تاريخ ايران و  جهان - خلیج فارس یا دریای پارس - ایران شمالی - سرزمینهای آریایی - امپراتوری ایران بزرگ-  امپراطوری آریایی - سرزمينهاي داريوش بزرگ - iran map - iran flag - cyrus the great king of kings

آتشکده های امپراطوری ایران در زمانهای هخامنشیان و پارتیان و ساسانیان

TEMPLATE IRANIAN - آتشکده های فلات ایران بزرگ

نقشه ایران در دوره پارتیان متشکل از مادها ( کردها و آذری ها ) پارتها و پارسها 

 نقشه شهرهایی که بخشی از ایران بزرگ بوده اند . شامل عربها و تورکهای پیش از عثمانی نیز بوده است 

 kurdestan-map-azerbaijan-map-uzbekistan-map-tajikistan-map-turkmenistan-map- نقشه ایران- آذربایجان - ترکمنستان - ازبکستان - تاجیکستان - هرات - بلوچستان - کردستان - آذربایجان شمالی

موقعیت نقشه امپراتوری ایران باستان در جهان امروز

IRANIAN EMPIRE-PERSIAN EMPIRE-PARTHIAN EMPIRE-MEDIAN EMPIRE

امپراتوری ایران بزرگ در زمان داریوش کبیر و فرزندش خشیارشاه  در سالهای 522 تا 486 قبل از میلاد مسیح

نقشه مرزهای خاکی داریوش بزرگ ابر مرد ایران بزرگ DARIUSH THE GREAT

تخت جمشید(مرودشت)       perspolis(marvdasht

 

 

   

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 19:36  توسط علی اخلاقی  | 

ایران(مرودشت.پرسپوليس)

             

                                           Iran Map                  

Iran Map

نقشه تخت جمشید(پرسپولیس)

   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 16:11  توسط علی اخلاقی  | 

غروب جاويدان

 

                 

         اين يك سكوت نيست ديوان شعريست كه با سنگ سروده اند

  

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 20:34  توسط علی اخلاقی  | 

خوش آمدید

                   

می فشاریم دستهای گرم آنان که دل در گرو این آب و خاک نهادند. و اصالت خدشه ناپذیر آریایی دارند.

                  

 

           

    

        عکسهایی از شهر مرودشت(تخت جمشید)  

چشمه ابوالمهدی کشتزار های آفتابگردان بند امیر میدان بسیج
بهشت گمسده میدان امام حسین میدان قدس میدان بسیج
میدان قدس میدان قدس میدان بسیج میدان امام حسین
میدان امام حسین میدان امام حسین قالی بافت عشایر  
کعبه زرتشت کاخ بارعام -تختجمشید طبیعت کامفیروز کاروانسرای عباسی
رود کر مرکز اطلاعرسانی تخت جمشید نقش رجب خیابان انقلاب
پارک حاشیه ای معلم پارک حاشیه ای معلم ابتدای جاده تخت جمشید میدان آمام (ره)
عشایر مراسم عروسی عشایر مراسم عروسی عشایر نقش رجب
طبیعت رامجرد تخت جمشید طبیعت سیوند نقشه تقاطع غیر همسطح معلم
تخت جمشید نمای عمومی تخت جمشید کاخ تچرا-تخت جمشید شهرداری مرودشت - میدان امام(ره)

 نقشه شهرستان مرودشت(تخت جمشید)

      

شهرداری مرودشت - میدان امام(ره)

 
    
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 19:55  توسط علی اخلاقی  | 

زندگی خالی است ان را پر کن

      

دکتر شریعتی میگه وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله نکن!!خاموش باش قرن ها نالیدن به کجا انجامید؟؟  تو محکومی به زندگی کردنی تا شاهد مرگ آرزوهای خودت باش

زندگی تکرار تفکر در حلقه حیات است
زندگی معمای وجود در تفکر بشر است
زندگی آزمایشگاه صبر برای موجود کم طاقت است
و اما ؟؟؟
زندگی لطف اجباری اما شیرین خداوند است
زندگی خالی است ان را پر کن.


آقای خاتمی تنها فردی بود که برای مرودشت کار کرد. چون ایشان

تخت جمشید را دوست داشت و می خواست آن را آباد  کند اما...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 11:16  توسط علی اخلاقی  | 

نگاهي كوتاه به شهرستان مرودشت (پیشینه تاریخی)

                    

         

بهشت گمشده

 

  

نگاهي كوتاه به شهرستان مرودشت

مرودشت يكي از باستاني‌ترين مناطق ‌ايران است که با پيشينه‌ي كهن خود در طول تاريخ توجه بسياري‌از باستان‌شناسان و دوست‌داران فرهنگ و تمدن ايراني را به خود معطوف داشته است. مجموعه آثار به جاي مانده ماقبل تاريخ و آثار اعجاب برانگيز تاريخي بيان‌گر اين مطلب است كه اين شهرستان با اهميتي ويژه؛ همواره مورد توجه بوده است. مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران بوده و از شهرتي هم‌سان با ديوارعظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است، مهم ترين مکان ديدني شهرستان مرودشت را تشکيل مي دهند. عظمت منحصر به فرد اين بنا به تنهايي گوياي تاريخ شکوهمند تمدن ايران است واين درحالي است که اين مجموعه تنها يکي ولي مهم‌ترين اثر از بناهاي تاريخي کشور ايران و استان فارس است. شهرهاي قديمي‌ به همراه نقش ها و کتيبه‌هاي باستاني و کاخ هاي پادشاهان هخامنشي و چندين اثر تاريخي و قديمي ديگر، از جمله جاذبه هاي مهم شهرستان مرودشت به شمار مي آيند. مجموعه کاخ هاي‌تخت‌جمشيد، كاخ صد ستون، كاخ داريوش، سنگ نبشته پهلوي، تخت گوهر يا تخت رستم، نقش رجب، آرامگاه اردشير دوم و سوم، شهر قديمي استخر (تخت طاووس)، قلعه استخر، برج زندان سليمان، پل بند امير و پل خان از جمله مهم‌ترين آثار تاريخي اين شهرستان به شمار مي روند.هم‌چنين طبيعت جذاب و غني شهرستان مرودشت به ياري منحصر به فردترين آثار تاريخي و باستاني اين منطقه آمده و جلوه هاي اعجاب انگيزي از زيبايي هاي طبيعي را به نمايش گذاشته و اين شهرستان را به لحاظ طبيعي نيز در رديف مناطق ديدني ايران قرار داده است. موقعيت طبيعي و چشم اندازهاي اطراف آبشار مارگون با هم آميزي درختان جنگلي وتوپوگرافي ناحيه كوهستاني و رودخانه اي، نمايش گر طبيعت غني و زيباي شهرستان مرودشت هستند. بافت قالي و قاليچه مهم ترين صنايع دستي شهرستان مرودشت را تشکيل مي دهد. قالي ها بيش تر توسط زنان و دختران و در کارگاه هاي خانگي و محلي توليد مي شوند. شركت سهامي فرش هم که به تازگي در اين منطقه تاسيس شده ، کار توليد و عرضه فرش را به صورت صنعتي بر عهده دارد.
مکان هاي ديدني و تاريخي

مرودشت يكي از قديمي ترين مناطق باستاني ايران است که با پيشينه كهن خود در طول تاريخ توجه بسياري از باستان شناسان و دوست داران فرهنگ و تمدن ايراني را به خود معطوف داشته است. مجموعه آثار به جاي مانده ماقبل تاريخ و آثار اعجاب برانگيز تاريخي بيان گر اين مطلب است كه اين شهرستان منطقه اي آباد با اهميتي ويژه؛ همواره مورد توجه بوده است. مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران بوده و از شهرتي هم‌سان با ديوارعظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است، مهم‌ترين مکان ديدني شهرستان مرودشت را تشکيل مي‌دهند. عظمت منحصر به فرد اين بنا به تنهايي گوياي تاريخ شکوهمند تمدن ايران است و‌ اين درحالي است که اين مجموعه تنها يکي از بناهاي تاريخي کشور ايران و استان فارس است. شهرهاي قديمي به همراه نقش ها و کتيبه‌هاي باستاني و کاخ هاي پادشاهان هخامنشي و چندين اثر تاريخي و قديمي ديگر، از جمله جاذبه هاي مهم شهرستان مرودشت به شمار مي آيند. هم‌چنين طبيعت جذاب و غني شهرستان مرودشت به ياري منحصر به فردترين آثار تاريخي و باستاني اين منطقه آمده و جلوه هاي اعجاب انگيزي از زيبايي هاي طبيعي را به نمايش گذاشته و اين شهرستان را به لحاظ طبيعي نيز در رديف مناطق ديدني ايران قرار داده است. موقعيت طبيعي و چشم اندازهاي اطراف آبشار مارگون با هم آميزي درختان جنگلي وتوپوگرافي ناحيه كوهستاني و رودخانه‌اي، نمايش گر طبيعت غني و زيباي شهرستان مرودشت هستند.

صنايع و معادن

در اطراف بخش مرودشت كان هاي متعدد سنگ وجود دارد. انواع كارخانه هاي توليد آجر و گچ و موزاييک سازي، كارخانه تهيه قند و شكر، كارخانه تهيه عصاره شيرين بيان، شركت سهامي فرش، تاسيسات مجتمع كود شيميايي و مجتمع گوشت نيز در اين شهرستان وجود دارد.

کشاورزي و دام داري

شهرستان مرودشت داراي شرايط مساعد جغرافيايي يعني آب فراوان و زمين حاصل خيز بوده و به همين جهت از اوضاع اقتصادي خوبي برخودار است. كشاورزي دراين بخش به صورت صنعتي و دستي و روش آبياري به شكل ديمي و آبي انجام مي گيرد. اراضي وسيع كشاورزي اين شهرستان به 7 ناحيه همگن و داراي خصوصيات مشابه كه تحت پوشش 7 مركز خدمات كشاورزي دهستاني و 13 تعاوني توليد روستايي‌قرار دارند، تقسيم مي شوند. در سال 1374 در اين شهرستان 215 هزار تن گندم توليد و به مراكز خريد تحويل گرديده است و توليد اين محصول در سال 81-1380 به ميزان 304 هزار تن رسيده است و به همين دليل مقام اول توليد و تحويل گندم به اين شهرستان اختصاص دارد. مرودشت داراي 170 هزار هكتار اراضي مزروعي شامل 148 هزار هكتار اراضي آبي و 22 هزار هكتار اراضي ديم است عمده ترين محصولات زراعي منطقه را گندم آبي ، جو آبي ، شلتوک، چغندر قند، ذرت دانه اي و علوفه اي تشکيل مي دهند و انواع جاليز بالاترين سطح زير كشت را به خود اختصاص داده است.چاه ها و كاريزهاي متعدد آب كشاورزي منطقه را تامين مي كنند. شهرستان مرودشت با توجه به توجه به وجود آب کافي از لحاظ باغ داري نيز در موقعيت مناسبي قرار دارد. انگور، سيب، بادام، گردو، هلو، زردآلو ، انار و .. در باغ هاي اين شهرستان توليد مي شوند و مازاد آن به ديگر استانها و شهرستان ها و بعضي كشورهاي حوزه خليج فارس صادر مي شود. شهرستان مرودشت با توجه به وجود مراتع و چراگاه هاي غني از علوفه، استعداد فراواني در زمينه پرورش دام و طيور دارد كه اين امر موجب شده تعدادي از مردم به خصوص روستاييان به كار پرورش دام و طيور مبادرت ورزند. تعداد واحدهاي دام پروري اين شهرستان بخش قابل توجهي از نيروي انساني را به خود اختصاص داده است. تجارت و داد وستد به همراه دام داري و كشاورزي از اركان اقتصادي شهرستان مرودشت به شمار مي رود. از جمله صادرات مهم اين شهرستان مي توان قند و شكر، گندم، جو، تره بار، گوسفند و آجر را نام برد.

مشخصات جغرافيايي

شهرستان مرودشت تقريبا در مركز استان فارس واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان اقليد، از شمال خاوري به شهرستان خرم بيد، از خاور به شهرستان بوانات، از جنوب خاوري به شهرستان ارسنجان، از جنوب و جنوب باختري به شهرستان شيراز، از باختر به شهرستان سپيدان، محدود است. مركز شهرستان مرودشت در 52 درجه و 48 دقيقه طول جغرافيايي و 29 درجه و 52 دقيقه عرض جغرافيايي و ارتفاع 1595 متري از سطح دريا واقع شده است. آب‌و هواي شهرستان مرودشت معتدل است و مهم ترين رودخانه هاي اين شهرستان رودخانه كر و رودخانه سيوند هستندكه بسيار مهم و حياتي محسوب مي‌شوند. در سرشماري سال 1375 جمعيت شهرستان مرودشت 347338 نفر برآورد‌شده‌است. شهرستان مرودشت محل رفت و‌آمد ايل قشقايي است. ساكنان اين شهرستان آريايي نژادند و به زبان فارسي با گويش هاي محلي، شيرازي، تركي و قشقايي صحبت مي كنند. مسيرهاي دسترسي به شهرستان مرودشت عبارت اند از:
- راه شيراز- اصفهان
- راه مرودشت – آباده به طول 233 كيلومتر
- راه مرودشت – شيراز به سوي جنوب به طول 45 كيلومتر
- راهي به سوي جنوب خاوري به طول 14 كيلومتر به بند امير
- راهي به سوي شمال به طول 12 كيلومتر كه شهر مرو دشت را به مركز دهستان را مجرد مرتبط كرده است.
- راه مرودشت – مركز دهستان كام فيروز، به سوي شمال به طول 70 كيلومتر

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

مرو در لغت به معني چمن است كه در اصل به صورت مرغ و مرگ بوده و مرغزار صورت بسيار متداول آن است. در قديم علفزارها را مرغزار مي گفتند، و به نظر مي رسد که مرودشت نيز مانند ارژن در آن زمان جايي پوشيده از مرتع و چمن بوده است. كاوش هاي علمي و گمانه زني هايي كه در تپه هاي مختلف جلگه مرودشت انجام گرفته است، نشان مي دهد كه هزاران سال پيش از آنكه داريوش كبير، تپه سنگي را بر دامان كوه رحمت، براي احداث كاخ هاي بزرگ خود انتخاب كند، اقوام متمدني در دشت وسيع آن، مي زيسته اند. آثار بر جاي مانده از قبيل ظروف سفالي منقوش يا ساده، و اسباب و وسايل زندگي آن دوره، همه و همه مؤيد اين نكته اند. ويرانه هاي استخر در تخت جمشيد، بخشي از تاريخ اين شهر را به نمايش مي گذارند. آثار تاريخي باقي مانده از اين شهرستان، علاوهاده مسافران اين مسير نيز قرار مي گيرد.


آرامگاه ها ،امزاده ها و زيارتگاه ها درشهرستان مرودشت

آرامگاه اردشير دوم و سوم(مرودشت)

دو آرامگاه در ديواره كوه مشرف به صفه تخت جمشيد وجود دارد كه گفته اند به اردشير سوم و اردشير دوم تعلق داشته است. آرامگاه ها يا دخمه هاي واقع در نقش رستم(شش كيلومتري تخت جمشيد) بي ارتباط با موقعيت صفه تخت جمشيد نبودند و مي توان آن ها را نيز بخشي از عناصر جانبي اين صفه به شمار آورد، زيرا محتمل است كه در فاصله بين صفه تخت جمشيد و نقش رستم، سكونتگاه ها و تاسيساتي وجود داشته كه هنوز اثري از آن ها به دست نيامده است.


كاخها ، باغهاو موزه ها درشهرستان مرودشت

مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد(مرودشت)

مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران است، بر فراز تپه سنگي كوه رحمت در جلگه مرودشت با شکوه تمام خود نمايي مي کند. اين بناي عظيم باستاني يکي از 4 اثر ملي ايران است که به ثبت تاريخي سازمان بين المللي يونسکو رسيده است و از شهرتي همسان با ديوار عظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است. عظمت منحصر به فرد بناي تخت جمشيد به تنهايي گوياي تاريخ تمدن شکوهمند ايران است و با بناهاي هم عصر خود تفاوت هاي اساسي دارد. معماران و کارگراني که در طول سال ها کار ساخت اين بناي عظيم باستاني را به عهده داشتند، بر خلاف ديگر تمدن ها از حقوقي مشابه با تمدن امروزي جهان برخوردار بودند و با آزادي و ابتکار عمل تحت مديريت پادشاهان وقت، اين بنا را برپا نمودند. نقشه کلي تخت جمشيد از پيش طرح ريزي شده بود. سيستم هاي کانال کشي و آب رساني و مجاري فاضلاب که در سطوح مختلف متناسب با کاربرد آن ها قبلا در دل کوه کنده شده دليلي بر اين مدعاست.
داريوش براي ساختن مجموعه كاخ ها، خزانه و سكونتگاه ها يا به عبارت ديگر ارگ حكومتي در دامنه كوه رحمت فرمان داد تا صفه يا سكويي بزرگ به درازاي 455 متر و پهناي 300 متر آماده كنند. براي اين كار مي بايست بخش هايي از دامنه كوه را مي بريدند و صاف مي كردند و بخش هاي ديگري را كه گودتر از سطح دلخواه بود، با خرده سنگ و ملاط پر مي كردند و همچنين در برخي جبهه ها به ويژه جبهه باختري و قسمت هايي از جبهه جنوبي و شمالي ديوارهايي با ضخامت زياد با سنگ درست مي كردند تا سطح صفه به شكل مورد نظر فراهم شود. ارتفاع اين ديوارها در برخي جاها تقريبا به 15 متر مي رسيد. ابعاد سنگ هايي که در اين ديوار ممتد به کار رفته گاهي به 150 متر و وزن 30 تن مي رسد. اين سنگ ها را بدون ملات بر روي هم سوار کرده با بست هاي آهنين به هم پيوند داده اند. اتصال اين سنگ ها چنان با مهارت انجام گرفته که در پاره اي مواقع درزي در ميان آن ها ديده نمي شود. اين ديواره سنگي بر فراز خود ديواري ديگر از خشت خام داشته که لااقل قسمتي از آن را با کاشي هاي ملون(قهوه اي، زرد، سبز و آبي) مانند آن چه در شوش به کار رفته بود نماسازي کرده بودند. راه ورود به صحنه، خود به تنهايي از ابداعي قدرتمند و جالب سخن مي گويد. پلکاني با شکوه و دو جانبه به پهناي 6/6 متر که از هم جدا گشته و باز هم در نقطه اي به هم مي رسند. اين پله ها به جاي اين که از تخته سنگ هاي جداگانه به هم ترکيب يافته باشد از يک قطعه سنگ عظيم الجثه حجاري شده است. داريوش فرمان داد بر ديواره اين پلكان نبشته اي به چند خط ميخي، عيلامي و بابلي پديد آيد.
وي فرمان داد در متن عيلامي اين سنگ نبشته چنين نگارند:" پيش از اين در اين مكان دژي وجود نداشت. به خواست اهورامزدا من اين دژ را ساختم... و من آن را استوار، زيبا و مقاوم ساختم. همان طور كه ميل من بود." داريوش در اين كتيبه اشاره كرده كه وي براي نخستين بار فرمان ساختن دژ يا عرصه تخت جمشيد را داده بود. اين عرصه را صفه تخت جمشيد نيز مي نامند زيرا سطح آن از محيط اطرافش بالاتر است. اين راه پله بزرگ و شکوهمند با يک شيب تدريجي که مناسب سوارکاران است به سطح صفه متصل مي شود و بلافاصله به يک عمارت با هيبت مي رسد.
در زمان داريوش، كاخ آپادانا، كاخ سكونتگاهي داريوش و عمارت خزانه بر روي اين صفه ساخته شد. مجسمه هاي عظيم گاو بال دار با سر انسان از اين عمارت پاسداري مي کنند. اين بناي منفرد که به صورت کوشک است، سنگ نبشته اي از خشايار شاه در بر دارد. اين سنگ نبشته اعلام مي دارد:« اين دروازه همه ملتهاست.» اين اعلاميه به اين معناست که همه ملت ها از اين جا به سوي قلمرو نيروهاي روحاني عبور مي کنند. اين صفه به صورت سکوهاي مختلف السطوح ساخته شده بود به طوري که هر بنا بر روي تراس ويژه خود ساخته شده توسط پله هاي مخصوص به آن راه مي يافتند. فضاهاي ميان بنا حياط هايي را تشکيل مي داد که هر يک باغچه اي مخصوص خود داشت.
مشرف بر همه بناهاي تخت جمشيد کاخ آپادانا قرار دارد.بر اساس كتيبه هايي كه در تخت جمشيد پيدا شده است، گفته اند كه در دشت پايين صفه سكونتگاهي پرجمعيت به نام خوادايتشيه وجود داشته كه در منابع بابلي نيز به آن اشاره شده است. پس از داريوش كارهاي عمراني مهمي در زمان خشايارشا در صفه تخت جمشيد صورت گرفت. درباره چگونگي ساختن بناهاي روي صفه هنوز اطلاعات روشن و جامعي به دست نيامده و انتشار نيافته است. البته كتيبه اي از داريوش درباره شيوه ساختن كاخي در شوش وجود دارد كه گوياي چگونگي انجام فعاليت هاي بزرگ ساختماني در آن دوران است و مي توان حدس زد كه در ساختن تخت جمشيد از همان شيوه استفاده شده است. متن آن كتيبه به نقل از كتاب معماري ايران، پيروزي شكل و رنگ چنين است:
"اين كاخ را من (داريوش) ساختم - زيور آن از راه دور آورده شد... زمين كنده شد تا به خاک سفت (كف سنگي) رسيدم وخندقي درست شد. سپس قلوه سنگ و شفته در آن انباشته شد. در طرفي به بلندي 40 ارش و سوي ديگر تا حدود 20 ارش. روي آن شفته كاخ بنا گرديد. كند و كوب و انباشتن و خشت هايي كه در قالب زده شد كار مردم بابل بود. الوار كاج از كوهي آورده شد كه آن را لبنان گويند. مردم آشور آن را به بابل و مردم كاركه و يونانيان آن را از بابل به شوش آوردند. چوب يكا از گاندهارا و كرمانا آورده شد. زر از سارد و بلخ آمد و در اين جا روي آن كار شد. سنگ لاجورد گران قيمت و عقيق شگرفي را از سغد آوردند و فيروزه را از خوارزم. سيم و آبنوس از مصر آمد. تزييني كه ديوارها با آن زيور يافته از يونان، عاج از اتيوپي و هند و رخج آورده شد ولي در اين جا روي آن ها كار شد. سنگ هايي كه در اين جا به صورت ستون درآمده از شهري در الام به نام آبي رادو آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان كه آن ها را ساختند از مردم سارد و يونان بودند. آن هايي كه طلاها را به كار گرفتند مادي و مصري بودند. منبت كاران، ساردي و مصري بودند. آنان كه از عاج خاتم مي ساختند، بابلي و يوناني بودند. آن ها كه به تزيين ديوار پرداختند، مادي و مصري بودند. به ياري و لطف اهورامزدا كاخي باشكوه در شوش بنا نهادم. اهورامزدا مرا و پدرم و كشورم را از هر آسيبي نگه دارد."چنان كه از متن اين كتيبه آشكار است، در ساختن بناهاي بزرگ و مهم، از مصالح و مواد غير بومي نيز استفاده مي شد و در برخي از بخش هاي ساختمان از بهترين انواع سنگ، چوب و ساير مواد و مصالح اصلي و نيز مواد تزييني شناخته شده در سرزمين هاي تابع امپراتوري هخامنشي بهره مي بردند.
افزون بر اين از معماران، صنعتگران و هنرمندان اقوام غيرايراني نيز استفاده مي شد و به اين ترتيب از همه يا بخش مهمي از تجربيات معماري و هنري آن دوران- در ايران و ساير سرزمين هاي تابع ايران- به بهترين شكل بهره برداري مي شد. البته با اطمينان مي توان اظهار داشت كه برنامه ريزي، طراحي و نظارت كارها در مقياس كلان بر عهده معماران و هنرمندان ايراني بوده است و چنان كه در بخش بعدي اشاره خواهد شد، الگوهاي اساسي طراحي معماري و شهري در اين مجموعه كاملا ايراني است.
مجموعه تخت جمشيد داراي تالارها، کاخ هاي حکومتي و تشريفاتي، کاخ هاي سکونتي، و فضاهاي ورودي و دروازه هاي متعددي بوده که از آن جمله مي توان به تالار آپادانا، کاخ صد ستون، کاخ داريوش يا تالار آينه، کاخ هديش، کاخ اندرون، کاخ مرکزي، پلکان بزرگ ورودي و دروازه ورودي، دروازه نيمه تمام و دروازه اصلي اشاره کرد. همچنين در اين مجموعه، فضاهايي براي استفاده هاي گونا گون در امور مختلف وجود داشت که برخي از آن ها عبارتند از:
عرصه زندگي خانوادگي(اندروني يا حرمسرا): بخش اندروني يا حرمسرا در منتهي اليه جبهه جنوبي صفه تخت جمشيد قرار دارد. اين بخش از سمت جنوب به انتهاي صفه و از جبهه شمال به چند كاخ سكونتگاهي- تشريفاتي محدود شده است و از تالارها و فضاهايي نسبتا كوچک تشكيل شده كه با زندگي خانوادگي پادشاه و اطرافيان نزديک او متناسب است.خزانه: خزانه محل نگهداري انواع اشيا و لوازم مهم مانند بخشي از جواهرات و اشياي گران قيمت، جنگ افزارها، آذوقه، لوحه هاي مربوط به فرمان ها و حسابرسي ها و ساير كالاها و لوازم با ارزش بود. خزانه در جبهه جنوب خاوري صفه و به شكلي مجزا و مستقل از ساير بخش ها ساخته شده بود.عرصه ها و فضاهاي خدماتي و نظامي: عرصه ها و فضاهاي خدماتي و نظامي متعددي در بخش ها و قسمت هاي گوناگون صفه تخت جمشيد وجود دارد. از جمله، فضاهايي در جبهه خاوري كاخ صدستون هست كه گفته اند محل نگهداري ارابه ها و اسب هاي شاهي بوده است. هم چنين آثاري از حصارها و برج هاي نگهباني در جبهه هاي خاوري و نيز در امتداد محدوده و حصار شمالي صفه يافته اند كه براي نگهباني و محافظت از مجموعه تخت جمشيد ساخته شده است. در گوشه جنوب خاوري صفه نيز آثاري يافته اند كه آن را بقاياي برج نگهباني دانسته اند.
لازم به ذکر است که مجموعه كاخ هاي تخت جمشيد، در سال 330 پيش از ميلاد به دست اسكندر مقدوني به آتش كشيده شد و تمام بناها به صورت ويرانه درآمد و امروزه تنها يادگارهايي از آن ها در صفه تخت جمشيد بر جاي مانده است.

كاخ آپادانا (مرودشت)

آپادانا يعني سالن ستون ‌دار، كاخ آپادانا يا كاخ بار داريوش كه تقريبا در ميانه جبهه باختري صفه تخت جمشيد قرار دارد، مهم ترين بناي اين مجموعه به شمار مي آيد و به نظر مي رسد نخستين بناي مهم ساخته شده در اين عرصه بوده است.
ساختن اين بنا كه از حدود سال 515 پيش از ميلاد به فرمان داريوش آغاز شد، نزديک به سي سال طول كشيد و در زمان خشايارشاه به اتمام رسيد. نقشه كاخ آپادانا از لحاظ اصول معماري به نقشه كاخ بار كوروش در پاسارگاد شباهت دارد و اين نكته نشان مي دهد كه طرح كاخ مزبور الگوي آن بوده است. در مركز اين كاخ، تالاري ستون دار و مربع شكل وجود دارد كه در سه جانب آن(جبهه هاي شمالي، خاوري و باختري) ايواني ستون دار و در جانب جنوبي فضاها و اتاق هاي سكونتگاهي و خدماتي قرار دارد. در چهارگوشه بنا چهار فضاي برج مانند با نقشه اي مربع شكل وجود دارد. اين كاخ بالاتر از سطح صفه قرار دارد و با شماري پله به روي آن مي رفتند.
اندازه هر يک از اضلاع تالار مربع شكل 5/60 متر و مساحت تالار اندكي بيش از 3600 متر مربع است كه در هر ضلع آن شش رديف ستون و در مجموع در داخل تالار 36 ستون و هر يک از سه ايوان كاخ نيز 12 ستون داشت. به اين ترتيب در مجموع 72 ستون در كاخ وجود داشت. ارتفاع ستون هاي اين كاخ نزديک به 20 متر بود. هر ستون داراي 48 يا 36 شيار بوده است، برفراز ستون‌ها، سر ستون‌هايي نيز به اشکال شير و جانوري خيالي با بيني عقاب حجاري گرديده بود که گويا مورد پسند واقع نشده بودند. داريوش دستور داد متني خاص به مناسبت بناي آپادانا بر روي چهار لوحه سيمين و چهار لوحه زرين، هر يک به اندازه 33×33 سانتي متر به سه خط فارسي باستان، عيلامي و بابلي بنويسند و در چهارگوشه آپادانا در زير پي بنا قرار دهند. يكي از مجموعه هاي سيمين و زرين پيدا شده و در گوشه هاي ديگر، جاي قرارگيري محفظه لوحه ها را يافته اند كه البته لوحه هاي آن ها غارت شده است.
متن لوحه پيدا شده چنين است. داريوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورها، پسر ويشتاسپ هخامنشي. داريوش شاه مي گويد: اين كشوري كه من دارم، از سرزمين سكاهاي آن سوي سغد تا حبشه، از هند تا سپارت(سارد، ليبي) را اهورامزدا، بزرگ ترين خدايان به من ارزاني داشت. اهورامزدا مرا و شاهنشاهي مرا بپاياد.
در اندرون كاخ آپادانا جنگلي از ستون‌ها بود كه در ميان آن ها ديوارهاي خشتي، تقريبا از نظر پنهان مي ‌ماند. چون در چنين فضايي دشوار بود كه شخص بتواند خود را توجيه كند، امكان داشته كه از نظر او رويايي غير واقعي در وراي اين جهان خاكي، مانند باغ‌هاي مقدس بهشتي جلوه كرده باشد. چون آپادانا يک تالار عام بزرگي بوده كه گنجايش ده هزار نفر را داشته است. كاملا محتمل است كه هيات باريافتگان در دايره‌هاي متحدالمركز به سوي شاه كه در مركز مستقر بوده، پيش مي رفته‌اند. اين موضوع را مي ‌توان از روي حجاري هاي آن دوره استنباط كرد.
اين كاخ در روزگار آباداني شكوه و عظمتي خيره كننده داشته است.ايوان و پلكان خاوري آپادانا: ايوان خاوري 12 ستون در دو رديف شش تايي دارد كه درگاه ورودي تالار را در وسط آن ساخته اند. به نظر مي رسد كه ورودي اصلي كاخ آپادانا در ابتدا از جبهه خاوري آن بوده است و به همين سبب است كه مهم ترين نقشي كه در تخت جمشيد حجاري شد و حاكي از اهميت اين مجموعه به عنوان مركز حكومتي امپراتوري هخامنشي بود، در نماهاي پلكان خاوري ايجاد شد، زيرا همه ميهمانان، سفرا و نمايندگان ايالت هاي زير فرمان امپراتوري و كشورهاي ديگر از طريق آن به كاخ وارد مي شدند. ورودي اين ايوان مانند ايوان شمالي از دو پلكان دوطرفه تشكيل شده كه يكي در جلوي ديگري قرار گرفته است. شكل كلي نماي پلكان جلويي از سه بخش تشكيل شده است. در بخش وسط كه به شكل مستطيل است، نقشي متشكل از هشت سرباز پياده وجود دارد كه در دو طرف يک سطح مستطيل شكل بدون نقش، رو به روي هم ايستاده اند. افراد هر يک از دو گروه چهار نفره به صورت يک در ميان لباس مادي(كلاه نمدي و لباس ساده) و لباس پارسي(كلاه ترک دار استوانه اي شكل و لباس بلند چين دار) پوشيده اند. در سطح مستطيل شكل وسط شايد مي خواسته اند نقشي يا متني حجاري كنند كه آشكار نيست به چه دليل موفق به اين كار نشده اند.
در وسط سطح حاشيه بالاي سطح فوق، نقش حلقه بال دار كه آن را نماد فر ايزدي يا نيروي اهورايي و برخي نمادي از قدرت الهي دانسته اند، وجود دارد و در دو سوي آن دو مجسمه از حيواني بال دار يا سر انسان كه احتمالا نماد نگهباناني فوق بشري بوده است، وجود دارد. بر اساس بررسي هاي چند تن از باستان شناسان كتيبه سنگي حجاري شده اي كه در محل خزانه كشف شد، به اين پلكان تعلق داشت و در جاي سطح مستطيل شكلي كه توضيح داده شد، قرار داشت و به دلايلي كه هنوز كاملا روشن نيست، آن را از جاي خود در آورده اند و به محل خزانه انتقال داده اند و سنگي را كه نقش هشت سرباز بر روي آن است، در جاي آن قرار داده اند. بر روي سطح حجاري شده اي كه در خزانه كشف شد، نقش مجلس (بار عام شاهي) حجاري شده است. در آن سوي حياط تالار معروف به صد ستون قرار دارد.

كاخ صد ستون (مرودشت)

همان طوركه از اسم آن پيداست، صد ستون كل بنا را نگه مي ‌داشت و جايگاه مهمانان بود. نكته قابل توجه اين كه تزيينات اين كاخ هم بر حسب عدد 100 بود. احتمالا اين كاخ اقامتگاه موقت ويژه در دوره برگزاري مراسم بوده است.
كاخ داريوش (مرودشت
كاخ داريوش معروف به تچر در جبهه جنوب باختري آپادانا قرار دارد و به نظر مي رسد بناي آن هم زمان يا اندكي پس از شروع ساختمان آپادانا آغاز شد.اين كاخ از يک تالار مركزي مربع شكل با 12 ستون و ايواني در سمت جنوب تشكيل شده است. حياطي نيز در جلوي اين ايوان وجود دارد. در جبهه شمالي تالار مركزي دو اتاق بزرگ ستون دار وجود دارد كه در يک طرف هر كدام و در ميان آن ها اتاق هايي كوچک يا پستوهايي قرار دارند كه به نظر مي رسد براي انبار از آن ها استفاده مي شده است. برخي از درگاه ها، قاب پنجره ها و طاقچه هاي سنگي اين كاخ بر جاي مانده است. بعضي از اين عناصر از يک قطعه سنگ يکپارچه ساخته شده اند.
سنگ هاي مورد استفاده در اين كاخ از جنسي خاص و با سطحي بسيار صاف و صيقل شده و به گونه اي است كه تصوير اشياي و اشخاص در آن منعكس مي شود، به اين سبب در دوره معاصر آن را تالار آيينه نيز ناميده اند.نگاره اي از داريوش در محل ورود به تالار اصلي كاخ وجود دارد كه او را در حال خارج شدن از كاخ نشان مي دهد. در اين نگاره، دو نفر در پشت سر داريوش قرار دارند، يک نفر يک چتر آفتابي و ديگري يک مگس پران در يک دست و حوله اي در دست ديگر دارد. اين دو نفر كوچک تر از شاه نقش شده اند. در نزديک اين نگاره، كتيبه اي است كه متن آن چنين است: داريوش شاه، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورها، پسر ويشتاسپ هخامنشي اين كاخ را ساخته است.از تالار اصلي دو درگاه به سمت دو اتاق بزرگ در طرف شمال تالار وجود دارد كه نگاره اي بر آن ها تصوير شده است. در اين نگاره شاه در حال وارد شدن به تالار از اتاق نشان داده شده است. در اين نگاره نيز ملازماني در پشت سر شاه قرار دارند.
در درگاه هاي خاوري و باختري اتاق بزرگ واقع در گوشه شمال خاوري تالار مركزي نگاره اي وجود دارد كه خدمتكاري را با روغن دان و حوله نشان مي دهد. اين نگاره حاكي از جنبه سكونتگاهي اين كاخ است.در درگاهي در تالار اصلي نيز نقشي وجود دارد كه نبرد پهلواني را با حيواني افسانه اي (با بدن شير، دم عقرب، با شاخ و بال) نشان مي دهد كه ظاهرا پهلوان كه بسيار استوار ايستاده است، در حال غلبه بر حيوان است.حجاري ها و كتيبه هاي اين كاخ نشان مي دهد كه از آن به عنوان محل و فضاي پذيرش برخي مراجعه كنندگان نيز استفاده مي شده است.


عمارات ومحوطه هاي باستاني درشهرستان مرودشت

تنگ براق مرودشت

آبادي تنگ براق كه راه دسترسي به آن از دهستان سده مي گذرد محلي مناسب براي جذب ايرانگردان است. اين محل با جمعيتي اندک داراي آب آشاميدني (از طريق چشمه سارهاي محل) و قابل دسترسي مناسب است. بيشتر بازديدكنندگان تنگ براق را مسافراني از شهرهاي شيراز، آباده، اقليد و اصفهان تشكيل مي دهند. تنگ براق در شمال روستايي به همين نام، در منطقه كامفيروز، تقريبا روبه روي آبشار مارگون قرار دارد. اين تنگ محل عبور يكي از شاخه هاي اصلي آب سد درودزن است. منطقه مورد نظر به صورت دره اي عميق و زيبا بين ديواره هاي صخره اي قرار دارد و قسمت انتهايي آن بن بست است. مجموعه آب هاي بالا دست اين منطقه با عبور از يک دشت، در شكافي عميق سرازير مي شود و آبشاري زيبا پديد مي آورد. در ديواره صخره سمت چپ تنگ، غاري زيبا پديد آمده است كه منشاء آهكي دارد و از سقف آن، آب به صورت قطرات باران به كف غار مي ريزد. ديواره و سقف غار پوشيده از خزه است. ارتباط شيراز با تنگ براق از سه طريق امكان پذير است. از طريق منطقه كامفيروز و با عبور از دشت كامفيروز و مناطق جنگلي امتداد جاده خاكي منطقه كامفيروز به دو بلوک كمهر و كاكان و سرحد چهاردانگه متصل مي شود. بعد از روستاي تنگ براق، جاده بن بست است بخشي از راه آن سوي روستا به طرف تنگ، جاده ماشين رو ندارد.

تنگ بستانک (بهشت گمشده) مرودشت

تنگ بستانک دره اي زيباست كه در حوالي شمال باختري دشت كامفيروز قرار گرفته و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 1740 متر است. اين دره در ميان كوه هاي نسبتا مرتفع در مرز انتهايي دهستان هاي كامفيروز و بيضا در شهرستان هاي مرودشت و سپيدان پديد آمده است. در ابتداي روستاي مهنجان (مهنگان) كه در دامنه كوه هاي شمال باختري و باختر دشت كامفيروز قرار دارد، خطي سبز شروع مي شود و به طرف باختر امتداد مي يابد. اين خط سبز، در عمق دره و حاشيه رودخانه مملو از درختان بيد و چنار است. تنگ بستانک در حوزه آبريز سد درودزن واقع شده است. همجواري تنگ با درياچه سد درودزن و نزديكي آن به مناطق سردسير و زيباي تنگ گنبيل، آبشار مارگون، تنگ براق، چشمه شش پير، قلعه رنج، برم فيروز و ديگر مناطق ييلاقي اين منطقه را به يک مجموعه وسيع و زيباي گردشگاهي تبديل كرده است.

سنگ نبشته پهلوي (مرودشت)

سنگ نبشته پهلوي در شمال باختري پاسارگاد در تنگ براقي واقع است. ابعاد اين سنگ نبشته 40/1 × 1 متر، مشتمل بر 16 سطر است كه هر سطر 90 سانتي متر درازا دارد.

تخت گوهر يا تخت رستم(مرودشت)

در نزديكي نقش رجب و پايين آرامگاه كوروش، تخت سنگ هاي منظمي به صورت ناتمام وجود داردند كه به تخت رستم معروف هستند.

نقش رجب(مرودشت)

نقش رجب به نقش هايي گفته مي شود که در پس رفتگي کوهستاني در شمال تخت جمشيد حجاري شده است. اين نقش داراي سه تصوير برجسته از اردشير بابكان، شاپور اول، علامت خاندان او و شخصيت هاي بزرگ دوره اردشير است.


بندها و پلها ي تاريخي درشهرستان مرودشت

پل بند امير(مرودشت)
پل بند امير بر روي سد قديمي بند امير که در دوره هاي باستاني ساخته شده، احداث شده است. زمان ساخت پل به دوره عضدالدوله ديلمي باز مي گردد و از مهم ترين بناهاي قرون اول اسلامي است. اين پل در جنوب خاوري جلگه مرودشت روي رود كر احداث شده است.

پل خان(مرودشت)

پل خان كه در مرودشت قرار دارد در زمان شاه عباس صفوي به همت امامقلي خان فرزند الله وردي خان (فرمانرواي فارس) ساخته شد.


قلعه ها ، برجها و آتشكده ها درشهرستان مرودشت

قلعه استخر(مرودشت)
قلعه معروف استخر كه در دوران عضد الدوله ديلمي ايجاد شده در بالاي كوه استخر در انتهاي شمال باختري جلگه مرودشت قرار گرفته است. به غير از کوه استخر، دو كوه منفرد ديگر به نام هاي «شكسته» و «اشكنون» در ميان صحرا به دنبال هم قرار گرفته اند. در اين محل، يک استخر بزرگ آب بنا شده بود و اكنون درخت سرو چندين صدساله اي در كنار بقاياي استخر و در ميان ويرانه هاي ابنيه سنگي قلعه سر به فلک كشيده است

برج زندان سليمان(مرودشت)

برج زندان سليمان در نزديكي كاخ اختصاصي كوروش به شکل ويرانه يک برج سنگي و بلند برجاي مانده بود كه امروزه تنها ضلع باختري آن باقي مانده و سه ضلع ديگر آن منهدم شده است. ارتفاع آن نزديک به 12 متر است كه 16 رديف سنگ هاي بزرگ با تراش سفيد و بسيار منظم و دقيق تشكيل شده است. پلكان منظم سنگي برج، ساكنان آن را به درون اتاق بالاي برج مي برده و اكنون تنها مدخل اتاق بر ديوار باقي است و از پلكان آن اثري بر جاي نمانده است. بسياري از باستان شناسان اين برج را آرامگاه كامبيز و برخي هم آتشكده دانسته اند.

    

     

                          
                   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 12:49  توسط علی اخلاقی  | 

کوروش کبیر

                  

ای انسان ‌‌‌‌‌‌‌:هر که باشی و از هر کجا که بیایی. .زیرا میدانم خواهی آمد

من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا کردم.....

بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک نبر .

   ادم کورش خشایثی یه هخامنش یه     <   من کوروش شاه هخامنشی ام>   

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 9:38  توسط علی اخلاقی  | 

سخن مانی در شاپورگان

        

((آدمی نهاد نخستين خويش را بدرستی شناخته است.اين دانايی و راه بکار بستن آن گاهگاه از سوی  فرستادگان به آدميان آموزش داده شده ٬ زمانی نام اين فرستاده زرتشت بوده،زمانی بودا و زمانی عيسی و اکنون اين دانايی را من که مانی هستم پيامبر راستين و پيامبر واپسين به شما آموزش می دهم))  


           

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 13:23  توسط علی اخلاقی  | 

دروازه تمام ملتها

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 13:9  توسط علی اخلاقی  | 

شاهكارى بر بلنداىجلگه پرشكوه مرودشت

به مناسبت ۲۷ فروردين، سالروز انتخاب تخت جمشيد به عنوان پايتخت تشريفاتى هخامنشيان
                 
                         
      شاهكارى بر بلنداىجلگه پرشكوه مرودشت
                                                                                            
 
100935.jpg
تخت جمشيد، يادگارى از عظمت امپراتورى پهناور هخامنشى، آرميده در پناه دشتستانى گسترده، در تنهايى ستون ها و كتيبه ها، خاطرات ديرينگى خويش را مرور مى كند. گشت و گذارى در دل اين مجموعه وسيع، تصوير گمشده شاهان هخامنشى را در پس زمينه ذهنت مى كارد و مى پروراند. صفه  اى بزرگ كه قبل از آن صخره اى پهناور بوده است و پشت بندش توده هاى سنگى كه گيرشمن به دم چلچله تشبيهش كرده است. دم چلچله اى كه از پرواز باز ايستاده و آرام، آرميده است. تخت جمشيد را بايد شاهكارى از هنر و شكوه عصر و زمانه اى انگاشت كه در گذشته هاى دوردست رها شده است. خاطره اى از شكوه ايران زمين و در عين حال بازتاباننده روزگارى كه هنر در خدمت قدرت مى باليد و پر پرواز مى گسترد. يادگارى بديع از در هم تنيدگى ملت هاى مختلف در شكل دهى به بنايى شاهانه و عظيم !حجارى هاى شكوهمند بر دل سنگى ديواره هاى تنومند، نشانى كهن از قدرت مدارى شگرف سلسله اى باستانى است. مردانى از ملت هاى مختلف با هداياى خاص سرزمين خويش به بارگاه شكوهمند شاه هخامنشى شتافته اند و همچون قطارى از احترامى جهانى، صف كشيده اند؛ طرحى كه مى توان آن را سمبلى از مجموعه تخت جمشيد دانست و تصويرى كه مى توان آن را تلاش هنر خيالپردازانه باستان، در جهت نزديك تر شدن به واقع نمايى يا رئاليسم قلمداد كرد و در عين حال تلاشى براى بازنمايى و تجسم قدرت شاهانه!داريوش، بعد از پايان معمارى كاخ سلطنتى خود در شوش، تصميم گرفت پايتختى تشريفاتى براى خود و اخلاف خويش برگزيند تا علاوه بر دو پايتخت هگمتانه (تختگاه سلسله پيشين: ماد)، هخامنشيان صاحب پايتختى شوند كه مراسم ملى نوروز را در آن برگزار كرده و از ميهمانان خارجى استقبال كنند. پايتختى كه بعدتر به نماد شكوه اين سلاله تبديل شد و اهميتى بس فزون تر از دو پايتخت پيشين پيدا كرد. ظاهراً انتخاب عنوان تخت جمشيد براى اين مجموعه، گواهى بر اين مدعاست كه خاندان سلطنتى، مراسم پر شكوه نوروز را در همين مكان برگزار مى كرده اند و اين در واقع يك سنت ديرينه بوده است. داريوش در كتيبه اى نقر شده بر ديواره هاى تخت جمشيد، به ضرورت برگزارى مراسم جشن و شادمانى نوروز اشاره كرده و مى نويسد:«خداى بزرگ است اهورا مزدا كه اين آسمان را آفريد، كه اين زمين را آفريد، كه انسان را آفريد و شادى را براى انسان آفريد.» بد نيست اشاره شود كه در اساطير ايران كهن، جمشيد اسطوره اى را پايه گذار نوروز دانسته اند. فردوسى در اين مورد نگره جالبى دارد و آن هم اين كه، چون جمشيد در روز هرمز از فروردين يعنى اولين روز سال بر تختى نشست كه ديوان آن را به آسمان بردند، مردم آن روز را جشن مى گيرند و شايد سنت تاب خوردن در روز اول فروردين در برخى از روستاها از همين اعتقاد گرفته شده باشد. اما با قبول هر انگاره اى بايد پذيرفت كه جمشيد آفريننده واقعى جشن كهن نوروز است، قهرمانى ايزدى كه به مناسبت فرمانروايى هزار ساله اش در ايران زمين نامدار شده است. «ويژگى اين فرمانروايى آرامش و وفور نعمت بوده و طى آن ديوان و اعمال زشتشان _ ناراستى و گرسنگى و بيمارى و مرگ - هيچ نفوذى نداشتند.» (شناخت اساطير ايران _ جان هينلز _ ترجمه ژاله آموزگار _ نشر چشمه _ ص ۵۶)در جاى ديگر درباره جمشيد آمده است: «جمشيد نخستين پادشاه است. اهورا مزدا با دادن دو ابزار (نگين و عصاى زرنشان) او را صاحب اقتدار گردانيد. ... جمشيد سيصد سال پادشاهى كرد و در اين مدت، هيچ بدى در جهان نبود و كسى از مرگ رنجه نمى شد. مرغان در برابر تخت افسانه اى او صف زده و آدميان و ديوان به اطاعت او در آمده بودند.» (فرهنگ اساطير و اشارات داستانى در ادبيات فارسى _ دكتر محمدجعفر ياحقى _ انتشارات سروش _ ۱۶۵) اكنون بايد پرسيد كه آيا شاهان هخامنشى، با ارزش نهادن به اين آيين شكوهمند برساخته جمشيد، مى كوشيدند خود را به مرتبه شكوه و عظمت فرمانروايى اش برسانند؟ اگر به ياد بياوريم كه در قاموس انديشه وار ايران زمين «جم، پيش نمونه آرمانى همه شاهان است و نمونه اى است كه همه فرمانروايان بدو رشك مى برند» (شناخت اساطير ايران - همان)، به پاسخ تلويحى نهفته در اين پرسش ترديد آلود دست يافته ايم. اما درباره بنا هاى هنرمندانه اى كه در طول زمانى دراز (تقريباً ۱۵۰ سال) و به دست شاهان هخامنشى در دل تخت جمشيد گنجانده شده است، بايد گفت كه اين مجموعه، نمايى و چشم اندازى كلى از بازنمايى راستين فراز و نشيب حكومت است. وسعت تمام ساختمان هاى روى صفه در حدود ۱۳۵ هزار متر مربع است. از اين  ساختمان ها قسمت هايى كه مربوط به بارعام، پذيرايى هاى رسمى و شرفيابى نمايندگان كشورها و برگزارى جشن هاى  مذهبى بوده وسعت زياد داشته، درهاى ورودى آنها عريض بودند از جمله اين كاخ ها بايد از كاخ آپادانا و تالار صدستون نام برد. ديگر ساختمان ها كه براى سكونت شاه، وليعهد، ملكه و خاندان سلطنتى و همچنين دفتر و جايگاه نگهبانان بوده كوچكتر بود.بيشترين بنا ها و عظيم ترين بنا ها به داريوش كه روزگارى از قدرت مدارى بى رقيب را پشت سر مى نهاده است، تعلق دارد. كاخ داريوش، كاخى تقريباً كوچكتر از كاخ شوش است، با يك «تالار مركزى ستون دار كه در جوانب راست و چپ آن اتاق ها قرار داشته و به ايوانى داراى ستون هاى چوبى باز مى شده است.» كه ظاهراً الهامى بوده است از سرا هاى نرديك، با سر ستون هايى به شكل سر انسان! آيا اين گونه سنگ تراشى را نمى توان ناشى از احترام انسان مدارانه اين زمانه دانست؟!از ديگر بنا هاى ارزشمند نهفته در دل تخت جمشيد كه بازتاباننده ذوق و ابتكار انسان باستان محسوب مى شود بايد به تالارى موسوم به «دروازه ملل» اشاره كرد كه در واقع سالن انتظار نمايندگان ملت ها بوده است. درون اين تالار سكوهاى سنگى در چهار طرف تعبيه شده است كه محل نشستن مهمانان بوده است. تالار داراى سه در ورودى و خروجى پهن است كه دو ديوار سنگى در  درگاه غربى و شرقى به صورت نقش برجسته نمايان مى شود. نقش اين دو درگاه به شكل موجودات اساطيرى است.مهمترين بناى تخت جمشيد كاخ آپاداناست كه از لحاظ وسعت، زيبايى و هنر نهفته در معمارى كهنسالش در ميان ساير بنا ها جلوه نمايى خاصى دارد. با چشم اندازى زيبا به سوى جلگه پر شكوه مرودشت! اين كاخ به زيبايى آبستن برجسته ترين و شكوهمندترين نقش برجسته هاى تخت جمشيد است؛ با سرستون هايى به شكل سر شير كه از نگاه سنتى، نماد قدرت محسوب مى شده است. كاخ صد ستون كه به دستور جانشين داريوش يعنى خشايارشا، بنا نهاده شده است هم كم از زيبايى آپادانا ندارد. كاخى پر شكوه با صد ستون سنگى ستبر!از ديدنى هاى اين كاخ، نقوش حجارى شده درگاه ها است، اين نقش برجسته ها در درگاه جنوبى شامل تخت شاهنشاهى است كه بر دست ۲۸ نفر از نمايندگان ملل تابعه امپراتورى هخامنشيان قرار گرفته است. در بالاى تصوير و در پشت سر شاه يك نفر خدمتگزار مخصوص ديده مى شود. بر درگاه هاى شرقى و غربى نيز نقوشى با مضمون نبرد پادشاه با حيوان افسانه اى نقر گرديده است. بناى مهم ديگر تخت جمشيد كاخ نهفته در مركز كاخ هاى ديگر است كه به همين جهت نيز به «كاخ مركزى» شهره شده است. از مشخصات بارز اين بناى كهن وجود سرستون هايى به شكل سر انسان و بدن حيوانات است كه ظاهراً سمبلى در پس پشت خود دارد. اما يكى از جالب ترين كاخ ها، كاخى است موسوم به «تچر» كه پنجره هايى رو به تابش نور آفتاب دارد .بدين جهت باستانشناسان بر اين باور پاى مى فشارند كه اين بنا از جمله كاخ هاى زمستانى مجموعه بوده است. در بلندترين صفه تخت جمشيد نيز كاخ اختصاصى خشايارشا به نام «هديش» ايستاده است. از ويژگى هاى منحصر به فرد اين كاخ نقش برجسته هاى درون پنجره هاست كه در ديگر كاخ ها به چشم نمى   خورد. در اين تصاوير هديه آورانى نقش گرديده است. بازتاباننده سمبليك تخت جمشيد، به عنوان مامن ميهمانان خارجى! ظاهراً خشايارشا دستور داده بود «تصوير پادشاه را در گوشه هاى پنجره ها مانند قهرمان مغلوب كننده هيولا ها نقش كنند.» شايد شاهنشاه هخامنشى بدين وسيله مى كوشيد قدرت خود را به رخ مخاطب كشيده و به آيندگان بسپارد. جالب اينجاست كه باستانشناسان در گوشه گوشه تخت جمشيد و در لابه لاى حفارى هاى خويش به نشانه هاى متعددى از تاثير فرهنگ و هنر ملل ديگر برخورده اند. پيش از اين به تاثير تمدن مصرى و نرديك در معمارى بناهاى ارزشمند تخت جمشيد اشاره كرديم. بد نيست اضافه كنيم كه «كاوش هاى موسسه شرقى شيكاگو موجب كشف شاهكارى عالى از مجسمه سازى يونانى در خرابه هاى تخت جمشيد گرديد كه پنلوپ۱ را نشان مى دهد، و آن متعلق به قرن پنجم قبل از ميلاد است.» (ايران از آغاز تا اسلام _ گيرشمن _ ترجمه دكتر محمد معين _ انتشـــارات معين _ ص ۲۰) البته گيرشمن بعدتر اضافه مى كند كه «مجسمه سازى نمى بايست از ساختن پيكر شاهنشاه، يا شايد چند تن از مقتدر  ترين افراد شاهنشاهى وى تجاوز كرده باشد.» (همان _ ص ۲۰۴) و اما قدرى آن سوتر از تخت جمشيد پهناور و در سينه كش كوهى به نام رحمت، آرامگاه شاهان درگذشته هخامنشى خودنمايى مى كند. شاهانى كه روزگارى اين مجموعه عظيم معمارى و هنرورى را بنا نهادند تا ماندگار و جاودانه شوند. آرام در قبر خويش خفته اند و به ترديد نظاره مى كنند.
پى نوشت:
۱- پنلوپ يكى از اساطير يونانى است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 12:54  توسط علی اخلاقی  | 

در مورد شهر مرودشت

            

                             

موقعيت جغرافيايي و جمعيتي شهرستان مرودشت به مركزيت شهر مرودشت با وسعت 4649 كيلومترمربع ، 8/3 درصد كل مساحت استان فارس را به خود اختصاص داده است. اين شهرستان از شمال به شهرستانهاي خرمبيد و اقليد، و از غرب به شهرستان سپيدان ، از جنوب به شهرستان شيراز و از شرق به شهرستانهاي ارسنجان و بوانات محدود مي شود. براساس آخرين تقسيمات كشوري اين شهرستان داراي سه نقطه شهري به نامهاي مرودشت ، سعادت شهر و سيدان و پنج بخش، مركزي ، سعادت آباد، ، كامفيروز ، سيدان ، درودزن مي باشد. خاكهاي اين منطقه كاملاً رسوبي و مواد تشكيل دهنده آن توسط رودخانه و متلاشي شدن سنگهاي منطقه بوجود آمده كه براي كشاورزي بسيار مناسب هستند. ناحيه شمالي از سرچشمه رود كر تا محل سد درودزن كاملاً كوهستاني و قسمت جنوبي و جنوب شرقي از سد درودزن تا درياچه بختگان داراي دشتهاي مسطح مي باشد عمده ترين كوههاي اين منطقه عبارتند از : كوه سياه با ارتفاع 3400 متر ، كوه سيد محمد با ارتفاع 2670 متر ، كوه سارون با ارتفاع 3750 متر و كوه پالنگري با ارتفاع 4145 متر ، متوسط بارندگي سالانه در منطقه 365 ميلي متر و درجه حرارت بين 41 درجه حداكثر و 9 درجه حداقل مي باشد. مهمترين رودخانه هاي اين شهرستان رودخانه سيوند و كر مي باشند . توجه به شرايط اقليمي و جغرافيايي اين منطقه در ارتفاعات كوهستاني و دشتهاي كم ارتفاع پوشش گياهي متنوع دارد و از جمله جنگلهاي بلوط ، درختان بنه ، ارژن ، زالزالك ، انجير كوهي و در دشتها گياهان مرتعي كنگر ، خارشتر ، خارزرد و .. پرورش پيدا مي كند.

جمعيت اين شهرستان در سال 1380 برابر 335201 نفر بوده كه تعداد جمعيت شهرنشين برابر 135610 و نرخ شهرنشيني (سهم جمعيت شهري شهرستان) برابر 5/40 درصد بود.ه است

سابقه تاريخي مرودشت يكي از قديمي ترين مناطق باستاني ايراني با پيشينه اي كهن كه در طول تاريخ توجه بسياري از باستان شناسان و دوستداران ميراث فرهنگي و هنر ايراني را به خود معطوف داشته است مجموعه آثار به جاي مانده و آثار اعجاب برانگيز تاريخي بيانگر اين مطلب است كه اين شهرستان منطقه اي آباد ، با اهميت ويژه بوده است.در فارسنامه ابن بلخي (510-500 هـ ق) نام مرودشت كه يكي از محلات شهر استخر بوده و بعدها جاي آن محله را بوستان تخت جمشيد گرفته مأخوذ شده است و برخي بر اين نظرند كه مرو نام گياهان بوده كه در اين دشت بسيار فراوان روئيده و دام كوچ نشينان از آن استفاده مي كرده اند. آثار تاريخي اين شهرستان عبارتند از : تخت جمشيد ، نقش رستم ، نقش رجب ، ويرانه هاي شهر استخر ، تخت گوهر يا تخت رستم ، كعبه زرتشت و قدمگاه پارسه (تخت جمشيد) ، همچنين بناي باشكوهي به عنوان پايتخت بهاري و مذهبي هخامنشيان بر دامنه كوه مقدس مهر(رحمت) كه به استناد كتيبه هاي به جاي مانده از داريوش اول در سال 518 ق.م شروع به ساخت گرديده و تا حمله اسكندر مقدوني در سال 330 ق.م پايدار بوده است. كاخهاي آپادانا و تچر به عنوان اولين كاخهاي اين مجموعه از آثار اعجاب برانگيزي برخوردار است. آثار اين مجموعه به دليل اهميت فراوان در رديف آثار جهاني به ثبت رسيده است. همچنين بقاع متبركه زيادي در اين شهرستان وجود دارد كه از جمله مي توان مقبره ايوب نبي(ع) ، امامزاده سلطان ولايت ، امام زاده عقيل

وضعيت صنايع در شهرستان مرودشت به غير از كارگاههاي خدماتي و فني ، حدود 200 كارخانه ، شركت و كارگاههاي صنعتي ، شيميايي ، توليدات مواد غذايي ، فرآورده هاي لبني و... وجود دارد كه ايجاد اشتغال زايي مناسبي را نموده اند.

وضعيت كشاورزي شهرستان مرودشت داراي 170 هزار هكتار اراضي مزروعي شامل 148 هزار هكتار اراضي آبي و 22 هزار هكتار اراضي ديم مي باشد عمده ترين محصولات زراعي منطقه عبارتند از: گندم آبي، جو آبي ، شلتوك ، چغندر قند، ذرت دانه اي و علوفه اي ، انواع جاليز كه از لحاظ سطح زيركشت بالاترين سطح زير كشت به خود اختصاص داده است. همچنين با توجه به وجود چشمه سارها و قنات هاي دائمي از لحاظ باغداري در موقعيت مناسبي قرار دارد كه محصولات متفاوتي از قبيل انگور- سيب- بادام- گردو- هلو- زردآلو و انار و .. در اين باغات توليد مي شود و علاوه بر نياز شهرستان مازاد آن به شهرستانهاي همجوار و ديگر استانها و بعضاً كشورهاي حوزه خليج فارس صادر مي گردد.

اقلام عمده صادراتي

اقلام عمده صادراتي اين شهرستان به چند بخش تقسيم مي شود: بخش محصولات صنعتي مانند: توليدات كارخانجات صنعتي آزمايش- پتروشيمي ،رب گوجه و خيارشور و ...

بخش محصولات كشاورزي و باغي مانند : گوجه فرنگي- هندوانه- انار، گردو و بادام و ...

بخش صنايع دستي مانند : فرش-گبه و ...

حوزه بازرگاني خارجي

  1. تشكيل 4 جلسه كميته توسعه صادرات

  2. ارسال 3 گزارش در خصوص توسعه صادرات

  3. مكاتبه در خصوص توسعه صادرات (12 مورد)

 

حوزه بازرگاني داخلي

الف ) جلسات

  1. تشكيل 14 جلسه كميسيون نظارت ، برگزاري انتخابات و مجامع امور صنفي

  2. تشكيل 18 جلسه كميسيون تشخيص آرد و نان ، كميسيون تعزيرات گندم و آرد و نان و اقدامات ستاد هماهنگي آرد و نان

  3. تشكيل 33 جلسه بررسي و حل مشكلات واحدهاي صنفي

  4. تشكيل 3 جلسه بررسي واحدهايي كه وام اشتغال دريافت نموده اند

  5. تشكيل 3 جلسه در رابطه با بررسي وضعيت قيمت مرغ

  6. تشكيل 2 جلسه با اعضاء كميسيون توزيع شهرستان درخصوص توزيع كالابرگ

  7. تشكيل 1 جلسه در خصوص ميزان جذب سهميه كالا

  8. تشكيل 13 جلسه با مجامع امور صنفي توليدي و اتحاديه ها

  9. تشكيل 17 جلسه با صنوف توزيعي و تعاونيها

  10. تشكيل 3 جلسه تنظيم بازار

  11. تشكيل 2 جلسه نرخ انواع كالاهاي اساسي، حساس و ضروري

  12. تشكيل 17 جلسه درخصوص نرخگذاري كالاها و خدمات

  13. شركت در 7 جلسه در خصوص كاهش سطح عمومي قيمتها

  14. تشكيل 1 جلسه درخصوص بذر گندم

ب ) ملاقات ها و رايزني ها

  1. ملاقات با فرمانداري ، بخشداريها و اداره غله (3 مورد)

  2. ملاقات با فرماندار ساير اعضاء كميسيون (1 مورد)

  3. ملاقات با فرمانداري ، بخشداري ،نماينده اداره غله و مديريت كارخانه آرد و نقش رستم درخصوص اقدامات ستاد هماهنگي آرد ونان (3 مورد)

ج ) گزارش ها

  1. ارسال 14 گزارش در خصوص كميسيون نظارت ، برگزاري انتخابات اتحاديه ها و مجامع امور صنفي

  2. ارسال 5 گزارش قيمت گذاري خدمات صنفي

  3. ارسال 9 گزارش در خصوص بررسي و حل مشكلات واحدهاي صنفي

  4. ارسال 2 گزارش بررسي و قيمت گذاري آرد و نان

  5. ارسال 6 گزارش در خصوص كاهش سطح عمومي قيمتها

  6. ارسال 27 گزارش در خصوص اقدامات ستاد هماهنگي آرد و نان

  7. ارسال 2 گزارش در خصوص ميزان ظرفيت توليد كالاها- كمبود و مازاد آن

  8. ارسال 1 گزارش درخصوص توزيع كالابرگ

  9. ارسال 1 گزارش بررسي از مجامع امور صنفي مرودشت

  10. ارسال 6 گزارش به مجمع امور صنفي توليدي

  11. ارسال 2 گزارش در خصوص نرخ انواع كالاهاي اساسي ، حساس و ضروري

  12. ارسال 2 گزارش درخصوص عدم تحويل كالابرگ به بانك صادرات ، برگشت كالابرگ

د ) مكاتبات

  1. مكاتبه در خصوص كميسيون نظارت ( 63 مورد)

  2. مكاتبه در خصوص قيمت گذاري كالاها و خدمات (11 مورد)

  3. مكاتبه در خصوص بررسي و حل مشكلات واحدهاي صنفي (24 مورد)

  4. مكاتبه در جهت كاهش سطح عمومي قيمتها (34 مورد)

  5. مكاتبه با مجمع امور صنفي توليدي (70 مورد)

  6. مكاتبه با صنوف توزيعي و تعاونيها (76 مورد)

  7. مكاتبه در خصوص ميزان ظرفيت توليد كالاها- كمبود و مازاد آن (3 مورد)

  8. مكاتبه درخصوص توزيع كالابرگ (7 مورد)

  9. مكاتبه درخصوص كسر كالابرگ كالاهاي اساسي (3 مورد)

  10. مكاتبه درخصوص كسري و تحويل ننمودن كالابرگ (3 مورد)

  11. مكاتبه در خصوص اقدامات ستاد هماهنگي آرد و نان (260 مورد)

  12. مكاتبه و بررسي سهميه آرد خبازي شهر و بخش هاي تابعه (105 مورد)

  13. مكاتبه با اداره غله در خصوص امورات مربوط به خبازيها (110 مورد)

  14. مكاتبه درخصوص سبوس و بذر گندم (6 مورد)

  15. مكاتبه و معرفي نماينده جهت اخذ سهميه كالا (2 مورد)

 

حوزه بازرسي و نظارت

الف ) جلسات

  1. تشكيل 2 جلسه در رابطه با سبوس

  2. تشكيل 2 جلسه در رابطه با قيمت آجر

  3. تشكيل 3 جلسه با مخابرات

  4. تشكيل 2 جلسه با تعاوني مسافربري شيراز و مرودشت

  5. تشكيل 3 جلسه در خصوص مبارزه با قاچاق كالا

  6. تشكيل 5 جلسه در خصوص طرح هاي نظارتي

  7. تشكيل 6 جلسه در خصوص روند نصب برچسب قيمت و صدور فاكتور

  8. تشكيل 2 جلسه با ناظرين افتخاري

  9. تشكيل 3 جلسه نظارت بر كالاهاي مشمول طرح

  10. تشكيل 4 جلسه نظارت بر خدمات دولتي

  11. تشكيل 30 جلسه نظارت بر خدمات غيردولتي

  12. تشكيل 3 جلسه با مجامع و اتحاديه هاي صنفي درخصوص كاهش ميزان تخلفات

ب ) ملاقات ها و رايزني ها

  1. ملاقات با اتحاديه مصالح ساختماني در رابطه با سيمان

  2. ملاقات با شركت پخش در رابطه با پودر شوينده (2 مورد)

  3. ملاقات كارشناسي قيمت برخورد با قاچاق كالا (2 مورد)

  4. ملاقات با هيئت رئيسه برخي از اتحاديه ها (1 مورد)

ج ) گزارش ها

  1. ارسال 2 گزارش تقلب يا رقابت در رابطه با فرآورده هاي گوشتي و مصرف سرانه بنزين

  2. ارسال 3 گزارش در خصوص نظارت بر خدمات دولتي

  3. ارسال 2 گزارش صدور فاكتور و برچسب قيمت

  4. ارسال 3 گزارش عملكرد ناظران افتخاري

  5. ارسال 2 گزارش انجام طرح هاي نظارتي

د ) مكاتبات

  1. مكاتبه در خصوص پودر شوينده، سيمان ، قند و شكر ، سبوس (9 مورد)

  2. مكاتبه در خصوص نظارت بر خدمات دولتي (13 مورد)

  3. مكاتبه و ارسال دستورالعمل كالاهاي قاچاق (2 مورد)

  4. مكاتبه با اداره تعزيرات حكومتي ، مجامع امور صنفي ، اتحايه پوشاك در رابطه با مانور و ميدان ميوه و تره بار (3 مورد)

  5. مكاتبه با مشاورين املاك ، پوشاك ، لوازم خانگي ، مصالح ساختماني (6 مورد)

  6. مكاتبه با ناظرين افتخاري و مجمع امور صنفي(44 مورد)

  7. مكاتبه در خصوص تخلفات خدمات دولتي (25 مورد)

  8. مكاتبه و اعلام موجودي كالاها(1 مورد)

  9. مكاتبه درخصوص طرحهاي نظارتي (183مورد)

  10. مكاتبه درخصوص اطلاعيه سازمان بازرسي و نظارت و خدمات پستي

  11. مكاتبه و ارسال دستورالعمل هاي متعدد درخصوص صدور فاكتور و نصب قيمت (13 مورد)

  12. مكاتبه و ارسال گزارشهاي 15 روزه

  13. مكاتبه درخصوص كالاهاي مشمول طرح (2 مورد)

  14. مكاتبه درخصوص نظارت بر خدمات غيردولتي (2 مورد)

  15. مكاتبه درخصوص چاي قاچاق و كالاهاي قاچاق و مبارزه با قاچاق كالا (10 مورد)

  16. مكاتبه درخصوص اعلام طرح نظارتي نوروز و جذب و فعاليت ناظرين افتخاري (44 مورد)

  17. مكاتبه با شبكه بهداشت دامپزشكي و اتحاديه ها در خصوص گشتهاي ويژه (22 مورد)

هـ ) ساير فعاليت ها

  1. بازرسي از واحدهاي توليدي صنعتي (68 مورد) ، توليدي صنفي (206 مورد)، انبار و سردخانه (53 مورد) ،عمده فروش (201 مورد) ، خرده فروش (1179 مورد) ، خدماتي (597 مورد)

  2. تعداد واحدهاي متخلف (1071 مورد)

  3. تعداد گزارشات دريافتي (1380 مورد)

 

حوزه امور مالي و اداري

  1. تشكيل 1 جلسه در خصوص صرفه جويي و قناعت

 

حوزه روابط عمومي

  1. تشكيل 4 جلسه درخصوص برگزاري شعائر مذهبي و ملي

  2. شركت در راهپيمايي 22 بهمن

  3. مكاتبه درخصوص برگزاري شعائر مذهبي و ملي (1 مورد)

  4. مكاتبه با اتحاديه هاي صنفي و ارسال تراكت هاي تبليغاتي (46 مورد)
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 12:49  توسط علی اخلاقی  | 

گندم مرودشت

 

 

 

                                                   

 

گندم مرودشت

نام رقم

1376

سال معرفي

ايستگاه زابل

مبداء

Stm/۳/Kal//V۵۳۴/Jit۷۱۶

شجره

 بهاره

تيپ رشد

 

محيط رشد

متوسط

ارتفاع بوته

زودرس

تاريخ رسيدن

ريشكدار

خصوصيات سنبله

روشن شيشه اي

رنگ دانه

40-36

وزن هزار دانه (گرم)

مقاوم

مقاومت به خوابيدگي

خيلي مقاوم

مقاومت به ريزش

نيمه حساس به زنگ زرد

واكنش به امراض

 مقاوم به شوري و متحمل به

خشكي آخر فصل و باد زدگي

واكنش به تنشهاي محيطي

25/6

عملكرد دانه (تن در هكتار)

متوسط

كيفيت نانوايي

5/10

درصد پروتئين دانه

 اواسط آبان تا اواسط آذرماه

تاريخ كاشت مناسب

180

تراكم مناسب (كيلوگرم در هكتار)

55

نيتروژن خالص (كيلوگرم در هكتار)

5/13

فسفر خالص (كيلوگرم در هكتار)

اراضي شور و با محدوديت

آب در مناطق معتدل و گرمسير

 كشور از جمله يزد، كرمان،

 خوزستان و زابل

مناطق مورد كاشت

 

توضيحات

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 13:5  توسط علی اخلاقی  | 

موقعيت جغرافيايي و مشخصات عمومي استان فارس

 

استان فارس با وسعت 123946كيلومتر مربع حدود 5/7 درصد وسعت كشور را با جمعيتي بالغ بر چهارميليون نفــر(حدود6%) تحت پوشش دارد .اين استان از شمال به استانهاي اصفهان و يزد . از جنوب به استان هرمزگان . از غرب به استانهاي بوشهر و كهگيلويه و بويراحمد و از شرق به استان كرمان محدود مي شود.

تقسيمات كشوري استان فارس
تعدادشهرستان:22
تعداد بخش:69
تعداددهستان:190
تعدادشهر:67
تعداد آباديهاي داراي سکنه : 4367
مركز استان فارس، شهرشيراز است كه از نظرتاريخي يكي از قديمي ترين شهرهاي ايران و جهان بــوده و درکنار جلگه اي وسيع و مصفا به نام مرودشت جاي گرفته است.

تاريخ فارس

فارس در دوره هاي مختلف تاريخي ، پايتخت و مركز ثقل حكومت ايران بوده است در زمان هخامنشيـان (500 سال بيش از ميلاد مسيح ) درزمان ساسانيان (قرن چهارميلادي )درحكومت آل بويه (قرن چهارم هجري ) و بالاخره در دوران زنديه (قرن يازدهم هجري )فارس نقش اساسي در تاريخ و جغرافياي ايران و بخش اعظمي ازجهان آنروز داشته است نشانه و يادگارهاي تاريــــخي بي شمار از اين دروانها در فارس وجود دارد.
تخت جمشيد، كاخ ساسان، شهر بيشاپور، مسجد جامع عتيق، مسجد، بازار و حمام وكيل وارگ كريمخاني از جمله اين آثار است كافي است بدانيم يك سوم آثار تاريخي ايران در فارس جاي دارد .فارس آرامكاه بزرگان و مشاهيري همچون: كورش هخامنشي، احمد ابن موسي(ع)، سيد علا‌‌ءالدين حسين(ع)، سعدي، حافظ، شاه داعي الي الله، خواجوي كرماني، باباكوهي، احمد ني ريزي، قاموس فيروزآبادي، شيخ ابواسحاق كازروني و ? است .
ازهمين روي مركزفارس، شهر شيراز را پايتخت فرهنگي ايران ناميده اند.

 

جاذبه هاي گردشگري استان فارس

فارس استاني است سرسبز ، با طبيعيتي چهارفصل و آب و هواي متفاوت كه طبيعت در هرگوشه آن جلوه اي رنگارنگ و تمام عيار دارد.
بهار فارس رويايي و فراموش نشدني است.


تخت جمشيد
تخت‌جمشيد در دل استان فارس، يعني ميهن هخامنشيان، بنا شده است.اين بنا در دامنه کوه رحمت در مقابل جلگه مرودشت و 55 کيلومتري شمال شرقي شيراز قرار دارد. تخت‌جمشيد بر روي صفّه‌اي بنا شده است كه كمي بيشتر از يكصدوبيست‌ وپنج‌هزار متر مربع وسعت دارد. خود صفه برفراز و متكي به صخره‌اي است كه از سمت شرق پشت به كوه‌ مهر (= كوه رحمت) داده است و از شمال و جنوب و مغرب در درون جلگه مرودشت پيش رفته و شكل آن را مي‌توان يك چهار ضلعي دانست كه ابعاد آن تقريباً چنين است: 455 متر در جبهه غربي، 300 متر در طرف شمالي، 430 متر در سوي شرقي و 390 متر در سمت جنوبي كتيبه برزگ داريوش بر ديوار جبهه جنوبي تخت، صريحاً گواهي مي‌دهد كه در اين مكان هيچ بنايي قبل از وي موجود نبوده است.
تخت جمشيد را مي توان تقريباً همانند ارگ ها و يا دژهاي حكومتي و سكونت گاهي ايران در دوران اسلامي دانست، زيرا پادشاهان يا حاكمان ايالت ها يا شهرهاي بزرگ در ايران بر اساس شيوه اي كهن، فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي خود را غالباً درون محوطه اي محصور و داراي استحكامات دفاعي مي ساختند كه در برابر تهديدها و مخاطرات خارجي و داخلي حتي الامكان در امان باشند. اين گونه مجموعه ها كه آن ها را دژ، كهندژ، قلعه يا ارگ مي ناميده اند، افزون بر فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي، عرصه ها و فضاهاي متنوعي براي برخي از انواع فعاليت هاي خدماتي و نظامي داشتند. چنين الگويي در طراحي شهري از دوران پيش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسياري از نواحي و مناطق سرزمين گسترده ايران وجود داشته است و تخت جمشيد را چنان كه داريوش در كتيبه اي به آن به عنوان يك دژ اشاره كرده است، بايد نمونه اي از اين گونه ارگ هاي سكونت گاهي - حكومتي - تشريفاتي دانست.
به عبارت ديگر تخت جمشيد يكي از پايتخت هاي هخامنشيان بود كه در ايامي كه هواي منطقه پارس مناسب بود، در آنجا اقامت مي كردند و البته مرام و آيين هاي بسيار كهن و با اهميت نوروز از سوي حكومت هخامنشي در اين جايگاه برگزار مي شد.
 


آرامگاه حافظ (حافظيه)
آرامگاه شاعر بزرگ، خواجه شمس الدين محمد حافظ در شمال شهر شيراز، پايين تر از دروازه قرآن، در خاك مصلي (يكي از قبرستان هاي معروف شيراز) قرار دارد و مساحت آن 19116 متر مربع مي باشد.

65 سال پس از وفات حافظ، يعني در سال 856 ه.ق. 1452 م. شمس الدين محمد يغمايي وزير ميرزا ابوالقاسم بابر گوركاني (پسر ميرزا بايسنغر نواده شاهرخ بن تيمور) حاكم فارس، براي اولين بار عمارتي گنبدي شكل را بر فراز مقبره حافظ بنا كرد و در جلو اين عمارت، حوض بزرگي ساخت كه از آب ركن آباد پر مي شد. (شيراز شهر جاويدان، علي سامي، ص 366)
اين بنا يك بار در اوايل قرن يازدهم هجري، در زمان حكومت شاه عباس كبير و ديگر بار، 350 سال پس از وفات حافظ به دستور نادرشاه افشار مرمت شد.
در سال 1187 ه.ق. كريم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهي به سبك بناهاي خود ساخت و بر تربتش سنگي مرمرين نهاد كه امروز نيز باقي است. بر روي اين سنگ، دو غزل از ديوان حافظ با مطلع:

مژده وصل تو كو كز سر جان برخيزم طاير قدسم و از هر دو جهان برخيزم
و
اي دل غلام شاه جهان باش و شاه باش پيوسته در حمايت لطف اله باش
به شيوه نستعليق توسط حاجي آقاسي بيك افشار آذربايجاني نگاشته شده است. هم چنين تالاري با چهار ستون سنگي يكپارچه بلند ساخت كه از طرف شمال و جنوب گشاده بود و در دو سوي آن، دو اتاق بنا كرد به گونه اي كه مقبره حافظ در پشت اين بنا قرار مي گرفت و در جلو آن باغ بزرگي را احداث نمود.همچنين در سقف آرامگاه هشت بيت از غزل:
حجاب چهره جان مي شود غبار تنم خوشا دمي كه از آن چهره پرده برفكنم
بر روي سنگ هاي يكپارچه با خط ثلث نگاشته شده است.


آرامگاه سعدي (سعديه)
آرامگاه شاعر قرن هفتم شيخ مشرف الدين بن مصلح الدين سعدي شيرازي در 4 كيلومتري شمال شرقي شيراز، در دامنه كوه فهندژ، در انتهاي خيابان بوستان و در مجاورت باغ دلگشا واقع شده است. اين مكان در ابتدا خانقاه شيخ بوده كه وي اواخر عمر خود را در آنجا مي گذرانيده و سپس در همانجا مدفون گرديده است. براي اولين بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدين محمد صاحبديواني وزير معروف آباقاخان، مقبره اي بر فراز قبر سعدي ساخته شد. در سال 998 به حكم يعقوب ذوالقدر، حكمران فارس، خانقاه شيخ ويران گرديد و اثري از آن باقي نماند. تا اين كه در سال 1187 ه.ق. به دستور كريمخان زند، عمارتي ملوكانه از گچ و آجر بر فراز مزار شيخ بنا شد كه شامل 2 طبقه مي شد. طبقه زيرين داراي راهروي بود كه پلكان طبقه دوم از آنجا شروع مي شد. در دو طرف راهرو دو اطاق كرسي دار ساخته شده بود. در اطاقي كه سمت شرق راهرو بود، قبر سعدي قرار داشت و معجري چوبين آن را احاطه كره بود. قسمت غربي راهرو نيز به موازات قسمت شرقي، شامل دو اطاق مي شد، كه بعدها شوريده (فصيح الملك) شاعر نابيناي شيرازي در اطاق غربي اين قسمت مدفون شد. طبقه بالاي ساختمان نيز همانند طبقه زيرين بود، با اين تفاوت كه بر روي اطاق شرقي كه قبر سعدي در آنجا بود، به احترام شيخ اطاقي ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه دو طبقه ارتفاع داشت.اين بنا در دوره قاجاريه (سال 1301 ه.ش) توسط فتحعلي خان صاحبديوان مرمت شد و چند سال بعد نيز حبيب الله خان قوام الملك دستور تعمير و ترميم قسمتي از بنا را صادر كرد، و توليت آن به آخوند ملا زين العابدين شيرازي سپرده شد.بنايي كه در زمان كريخان ساخته شده بود تا سال 1327 ه.ش. برپا بود.در سال 1329 ه.ش به كوشش علي اصغر حكمت و توسط انجمن آثار ملي ايران، بقعه كنوني به جاي ساختمان قديمي ساخته شد و مراسم افتتاح رسمي آن در ارديبهشت ماه 1331 برگزار گرديد. ورودي مجموعه در راستاي ورودي آرامگاه است كه معمار آن آندره گدار فرانسوي است. ساختمان به سبك ايراني است با 8 ستون از سنگ هاي قهوه اي رنگ كه در جلوي مقبره قرار دارند. و اصل بنا با سنگ سفيد و كاشي كاري مزين است. بناي آرامگاه از بيرون به شكل مكعبي است اما در داخل هشت ضلعي مي باشد با ديوارهايي از جنس مرمر و گنبدي لاجوردي. بنا در سمت چپ به رواقي متصل مي شود كه در آن هفت طاق وجود دارد كه با كف سازي سياه رنگ به آرامگاه شوريده شيرازي پيوند مي خورد. اين آرامگاه در يك اتاق قرار دارد و كتيبه اي بر سر در آن است كه شاعر را معرفي مي كند و شعري از خود شاعر بر كاشي هاي سرمه اي بر روي ديوار نوشته شده است.ساختمان جديد آرامگاه محوطه اي در حدود 10395 متر مربع دارد. كه در حدود 257 متر مربع زيربناي اصلي آرامگاه مي باشد. ساختمان اصلي آرامگاه شامل دو ايوان عمود بر هم مي باشد كه قبر شيخ در زاويه اين دو ايوان قرار گرفته است. بر روي آرامگاه گنبدي از كاشي هاي فيروزه اي رنگ ساخته شده است. سنگ هاي پايه هاي بنا، سياه رنگ است و ستون ها و جلوي ايوان از سنگ قرمز مخصوصي ساخته شده است. نماي خارجي آرامگاه از سنگ معروف تراورتن و نماي داخلي آن از سنگ مرمر است.


شاهچراغ
آرامگاه سيد ميراحمدبن موسي الكاظم (ع) برادر حضرت رضا (ع) - معروف به شاه چراغ در مركز شيراز و كنار ميداني به نام احمدي قرار دارد.
گنبد نيلوفري شاه چراغ به سبك بسيار زيبايي كاشي كاري شده و از دور پيداست. اين آرامگاه در نزد شيرازي ها داراي شكوه و قداست خاصي است و به همين مناسبت هميشه زيارتگاه مؤمنين و مؤمنات بوده است.
درون حرم را با به كار بردن آينه هاي ريز رنگين، به سبكي هنرمندانه، آينه كاري كرده و انواع خط هاي زيباي فارسي و عربي، تزيين كننده نماي اطراف آينه ها و كاشي ها است.
بناي حرم، مشتمل بر ايواني در جلو و حرمي گسترده در پشت ايوان است كه در چهار جانب حرم، چهار شاه نشين قرار گرفته و مسجدي نيز در پشت حرم (سمت غرب) ساخته شده است. ضريح مطهر در شاه نشين زير گنبد قرار دارد و از نقره ساخته شده است.
حياط شاه چراغ داراي دو در اصلي ورودي است كه در سمت جنوب و شمال حرم از زير دو سر در بزرگ كاشي كاري شده گذشته و وارد حياط وسيع حرم مي شويم. در ميان حياط، حوض بزرگ فواره داري ساخته شده و در اطراف حوض درختكاري شده است. حرم مطهر شاهچراغ در سمت غرب حياط و حرم سيد مير محمد(ع)- برادر شاه چراغ - در سمت شمال شرقي حياط قرار دارد.
غير از دو در اصلي، دو در فرعي ديگر نيز وجود دارد كه يكي به بازار حاجي و ديگر به مسجد جامع عتيق مي رود درگاه مانندي نيز از ضلع شمال حياط وارد بازار شاه چراغ مي شود.
در دور تا دور حياط، اتاق هايي دو طبقه ساخته شده كه در پيشاني و جرزهاي جلو آنها كاشي كاري شده است. ستون هاي آهني ايوان حرم به وسيله چوب هاي نفيس پوشش داده شده و در سقف مسطح آن نيز چوب منبت كاري شده به كار رفته است. امكانات وسيعي مثل پاسگاه انتظامي، دفتر پست و مخابرات، كتابخانه و موزه در اين حياط وسيع براي رفاه مردم ايجاد شده است.


باغ ارم
در شمال غربي شيراز و در انتهاي خيابان ارم و در تقاطع بلوار شرقي - غربي باغ ارم و بلوار شمالي - جنوبي جام جم و آسياب سه تايي، باغ ارم قرار گرفته است. اين باغ به مناسبت عمارت و باغ بزرگي كه در گذشته توسط شدادبن عاد پادشاه عربستان به رقابت با بهشت ساخته شده و ارم ناميده شده بود، به باغ ارم مشهور گرديده است.
تاريخ ساخت اين باغ را به دروه سلجوقيان نسبت داده اند چرا كه در آن زمان، باغ تخت و چند باغ ديگر توسط اتابك قراجه حكمران فارس - كه از سوي سنجر شاه سلجوقي به حكومت فارس منصوب شده بود، احداث شد و احتمال ايجاد اين باغ به درخواست وي و در آن زمان، زياد است. همچنين احتمال مي رود كه اين باغ در زمان كريم خان زند مرمت شده باشد.
عمارت اصلي باغ ارم طبق معماري دوره صفويه تا قاجاريه بنا شده است. اين ساختمان داراي سه طبقه است كه طبقه زيرين داراي حوض خانه اي براي استراحت در روزهاي گرم تابستان است كه در آن آب نماي زيبايي است و طاق آن با كاشي هاي هفت رنگ مزين شده است. جوي آبي نيز از وسط آن مي گذرد و سپس به آب نماي بزرگ جلوي عمارت مي ريزد.
طبقه دوم داراي ايواني دوستوني با سقف مسطح است كه در پشت آن تالاري قرار دارد و دو طرف آن دو راهرو، 4 اتاق در دو طرف راهرو و دو ايوان كوچك و دو طبقه ساخته شده است و بر فراز اين دو راهرو، دو گوشواره به عنوان طبقه سوم وجود دارد.
قسمت جلويي ستون هاي اين دو طبقه با كاشي هاي هفت رنگ مزين به مجالسي از سواران، زنان و گل ها شده است.
طبقه سوم، داراي يك تالار بزرگ مانند تالار طبقه دوم است كه پنجره هاي آن به ايوان اصلي باز مي شود. در دو طرف آن نيز دو راهرو وجود دارد. دو ايوان كوچك نيز در هر طرف ايوان بزرگ همانند طبقه سوم قرار دارد.
در پيشاني عمارت، هلالي هايي وجود دارد كه به سنتوري معروف است و داراي سه مجلس بزرگ و دو مجلس كوچك كاشيكاري با كاشي هاي لعابدار رنگي است.
در هلالي ميدان كه بزرگترين هلالي است، نقش ناصرالدين شاه، سوار بر اسب سفيدي ديده مي شود كه نيم تاجي نيز در جلو كلاه خويش دارد. در اطراف آن، سه نقش ديگر كه برگرفته از داستان هاي فردوسي و نظامي است، ديده مي شود. در دو طرف اين مجلس، دو مجلس كوچك وجود دارد كه در وسط يكي از آنها نقش داريوش هخامنشي برگرفته از نقوش تخت جمشيد وجود دارد. دو مجلس ديگر كه در اطراف اين مجلس است، تصوير شكار آهويي توسط پلنگي را بر روي كاشي هايي با طرح اسليمي نشان مي دهد. در ضلع شمالي عمارت و چسبيده به آن هشت باب اتاق قرار دارد كه در حال حاضر مورد استفاده جهت امور اداري باغ گياهشناسي ارم است. در پشت ساختمان اصلي، ساختمان و محوطه اندرون قرار دارد. در جلو اين عمارت، حوض وسيعي قرار گرفته كه با كاشي آبي رنگ كاشي كاري شده است.



ارگ کريمخاني
ارگ کريمخاني قصر سلطنتي و اندروني كريم خان زند (م. 1193) حاكم شيراز بوده است
كه در سال 1180 ه.ق به دستور وي ساخته شد و در حال حاضر در شمال شرقي شيراز، در حوالي ميدان شهدا واقع شده است.
كريم خان زند براي ساختن قصر خود ماهرترين سنگ تراشان، معماران و هنرمندان آن عصر را به شيراز دعوت كرد و بهترين نوع مصالح را از شهرها و كشورهاي مختلف خريداري نمود و در اختيار كارگران قرار داد. در مدت زمان كوتاهي بناي ارگ ساخته شد.
ميدان كريم خاني به عنوان تأسيسات و ارسن شهري شامل سه بخش مي شد:
1. بخش سياسي كه شامل عمارت كلاه فرنگي و ديوانخانه بود.
2. بخش اقتصادي كه شامل بازار وكيل مي شد.
3. بخش نظامي كه شامل ميدان مشق مي شد.
در اين ميدان، ارگ به عنوان خانه پادشاه و هسته اصلي ميدان عمل مي كرد. درساختن ارگ، معماري نظامي و معماري مسكوني هر دو با هم به كار رفته است چرا كه ارگ خانه پادشاه مي بود و بايد از ضريب امنيتي بالايي برخوردار باشد. بنابراين ديواره هاي بيروني كه همانند ديوارهاي يك قلعه نظامي است، بسيار مرتفع است.ديواره بنا در پايين 3 متر ضخامت دارد و به صورت مخروط ناقص بالا رفته و ضخامت آن در بالا به 2.8 متر مي رسد. و در قسمت بالا ديواركي جانپناه دارد كه محل استقرار سربازان بوده، تيركش هايي نيز در اين ديوار تعبيه شده كه برخي كوچك هستند و حالت مورب دارند كه محل قرار دادن تفنگ و اسلحه بوده و ديگر سوراخ هاي بزرگتري كه براي راندن دشمن بوده است. هشتي ورودي آن فضاي بزرگي است كه يك در به باره بند (اصطبل) داشته و در حال حاضر مكان فروش بليط است و در مقابل دري دارد كه به پشت بام مي رفته. همچنين در داخل هشتي چند طاق نما براي نشستن وجود دارد. هشتي ارگ نسبت به هشتي ديگر خانه ها تزيينات كمتري دارد. در قسمت باره بند اتاق هايي مخصوص سر مهتر وجود داشته كه هم اينك ويران شده است. اين مكان در زمان پهلوي به عنوان زندان زنان مورد استفاده قرار گرفت، در وسط آن ساختماني احداث شده بود كه به هنگام مرمت ويران شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 12:33  توسط علی اخلاقی  | 

معرفی و آغاز ساخت تخت جمشید

 

 


تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرپولیس خوانده اند ساخته شده است .

 

تخت جمشید

 

ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تلار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

معماری هخامنشی ، هنری است امتزاجی که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.

در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد . بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت ، زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصور عالیه اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است . کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند . گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .

اسکندر مقدونی)) در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید.تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.

ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد. نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.

چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.
امروزه مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد. تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به "صد ستون" است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است. تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و درشهر مرودشت واقع شده است.

میراث مکتوب شاهان هخامنشی از کوروش کبیر تا داریوش سوم، سنگ‌نوشته‌های پادشاهی و نیز هزاران لوحی است که در تخت جمشید یافت شده اند . اگر چه باستان شناسان برای بازسازی رویدادهای تاریخی 2 سده حکمرانی هخامنشیان، چیزی به جز این اسناد در دست ندارند . اما وجود منابع دیگر تاریخی که در بیرون از حوزه قلمرو امپراطور هخامنشی یافت شده اند، کمک بسیاری برای نگارش کتب تاریخی کرده است . این منابع شامل اسنادی است که در ایالاتی نظیر میانرودان و مصر به دست آمده اند و نیز نوشته های مورخان کلاسیک مانند هرودت، استرابون ، سقیاس و جانشینان آنان در این زمینه منابع خوبی به شمار می روند، این وجود نمی توان اهمیت سنگ‌نوشته‌های هخامنشی را نادیده گرفت . این سنگ‌نوشته‌ها که اغلب به دستور داریوش ،خشایار و اردشیر روی لوح یا سنگ به رشته تحریر درآمده اند ،نکات جالبی را در زمینه تاریخ باستانی خاورمیانه در خود پنهان دارند.

سنگ‌نوشته‌های پادشاهی

آنچه که در زمینه سنگ‌نوشته‌های پادشاهی هخامنشیان در همان گام نخست جلب توجه می کند ، تنوع محتوایی و جنس اشیایی است که این سنگ‌نوشته‌ها روی آنها حک شده اند. غالب این سنگ‌نوشته‌ها به سه زبان رسمی و رایج شاهنشاهی هخامنشی یعنی پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده اند. برخی از این سنگ‌نوشته‌ها برای شناسایی نقش برجسته ها و یا محل ها نوشته شده اند و نام و عنوان پادشاه محتوای اصلی آنها را تشکیل می دهد. نمونه هایی از این سنگ‌نوشته‌های ساده روی دیوارها و نقش برجسته های کاخ های کوروش و داریوش اول در پاسارگاد و تخت جمشید و نیز مهرها و برخی گلدان ها دیده می شود. این سنگ‌نوشته‌ها کمک می کنند تا باستان شناسان بتوانند بناهایی را که سنگ‌نوشته‌ها بر روی آنها نوشته شده اند، شناسایی کنند . به عنوان مثال با قرایت سنگ‌نوشته اردشیر دوم در شوش که روی پایه ستون ها حک شده است به خوبی می توان نام آپادانا را در آن مشاهده کرد و یا سنگ‌نوشتهای که روی دروازه ورودی کاخ به دستور خشایار نوشته شده است ، مؤید این مطلب است که داریوش آن را بنا نهاده است. شمار اندکی از سنگ‌نوشته‌ها توضیحات بیشتری را به خواننده ارایه می دهند. به عنوان مثال در الواح مکشوفه از پی بنای کاخ های شوش نام تمامی ملت هایی که در ساخت بنا مشارکت داشته اند و نیز محل اصلی که مواد اولیه تزیینات کاخ ها از آنجا آورده شده،نوشته شده است. برخی از این سنگ‌نوشته‌ها به موضوعات فکری ،اخلاقی و مذهبی اشاره می کنند ،نظیر سنگ‌نوشته روی آرامگاه داریوش در نقش رستم یا الواح مکشوفه از پی بنای کاخ خشایار در تخت جمشید . اما مهم ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، خط نبشته داریوش بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال های حکمرانی اش که مشکل ترین سال ها حکومت وی نیز بود،به طور دقیق روایت می کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست. به واقع با وجود فراوانی منابع میانرودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی توان با تکیه بر آنها نسب شناسی کاملی از خاندان هخامنشی از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای این منظور متن سنگ‌نوشته بیستون فرصت مناسبی را در اختیار مورخ قرار می دهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تایید مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می کند و به تدریج اخلاف خود را نام می برد: ویشتاسپ آرشام آریارمنه ، چیش پش و هخامنش. این تبارشناسی به دلایل مختلف مدت های طولانی مورد ایراد قرار گرفته بود. زیرا در این فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش حکومت می کردند یعنی کوروش کبیر و کمبوجیه اول به چشم نمی خورد.

وانگهی بسیاری از آشورشناسان کوروش ،پادشاه انشان و بنیانگذار سلسله هخامنشیان را با شخص دیگری هم اسم او که پادشاه پارسوماش بود، با هم اشتباه گرفته اند. همین مسأله موجب شده است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به محتوای سنگ‌نوشته داریوش با شک و تردید نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگ‌نوشته سعی داشته است برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود از نگاه آیندگان ، شجرنامه خود را دست کاری کند. سر آخر این که چون کوروش عنوان پادشاه انشان، شهری در نزدیکی تخت جمشید را نیز داشت این مسأله مورد تأیید قرار گرفته است که وی نمی توانسته است به طور همزمان دو عنوان پادشاهی یکی در انشان و دیگری در پارس داشته باشد. به واقع با تحلیل کلی تمامی منابع می توان به این شکل نتیجه گرفت . در ربع سده نخست سده ششم ق.م چیش پشپسر هخامنش حکمرانی پارس را به پسر بزرگترش آریارامنه اعطا کرد در حالی که پسر کوچکترش،کوروش اول به حکمرانی انشان منصوب شد. پس از مرگ آریارامنه ، پسر وی آرشام جایگزین وی شد ولی پس از کوروش اول پسرش کمبوجیه اول و پس از او نیز پسر وی کوروش دوم جانشین او شد. این رویدادها در اواسط سده ششم پیش از میلاد به وقوع پیوست . در این دوران،کوروش توانست مادها را به تبیعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست یابد. آنچه که به نظر واقعی تر می رسد این است که پادشاه پارس، آرشام، تبعیت از فاتح جدید را پذیرفت و به این ترتیب پادشاهی پارس به پسر کوچکتر آریارمنه منتقل شد. مدتی بعد کوروش بخش های بزرگی از مناطق خاورمیانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نیز کمبوجیه دوم راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهی هخامنشی افزود. کمبوجیه در بازگشت از مصر به طور اتفاقی فوت کرد ـ برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است.

پس از مرگ کمبوجیه دوم کسی وارث پادشاهی هخامنشیان نبود. ولی از شاخه دیگر تاج سلطنتی به آرشام یا پسرش ویشتاسب پدر داریوش می رسید. آنچه که به نظر واقعی می رسد این است که داریوش در زمان حیات پدر و پدر بزرگش، با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داریوش در شوش در اوایل حکمرانی وی ، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پی بناها، این دو زنده بودند . اگر داریوش حکومت را به دست گرفت ،شاید به این دلیل باشد که او جوانتر و پر انرژی تر از آنها بوده است و از استعداد خوبی برای پادشاهی برخوردار بود؛ پادشاهی بر شاهنشاهی که به گفته خود وی از سکاها در آن سوی سغد تا اتیوپی و از هند تا سارد گسترده شده بود

الواح اقتصادی

هزاران لوح اقتصادی مکشوفه از تخت جمشید که مطالبی در مورد تدارکات و تأمین آذوقه در بار و نیروهای اجرایی در آنها نوشته شده است بسیاری از ویژگی های بی‌همتای تاریخ باستان خاورمیانه را معرفی می کنند. نخست این که شکل بیضوی این الواح که سمت چب آنها صاف است،خاص این الواح است که در هیچ کجای دیگر نمونه های مشابه آن یافت نشده است. همچنین این الواح رسی حول گره یک ریسمان ساخته شده اند که از دو منتهی الیه قسمت صاف لوح خارج می شوند به گونه ای که می توان آنها را به یک چوب افقی آویزان کرد. به نظر می رسد که این شکل ساختن لوح ها و قرار دادن ریسمان برای تسهیل مراجعه مکرر به بایگانی الواح بوده است و به این صورت نگهداری می شدند. سرانجام این که غالب این لوایح دوتایی هستند. به عنوان مثال لو ح نامه ای که در تخت جمشید یافت شده است به نظر می رسد که هرگز به مقصد نرسیده است اما نامه اصلی که واقعا به مقصد ارسال شده است به زبانی بابلی بر روی پوست نوشته شده بود . آن چه که در تخت جمشید پیدا شده است هفت نامه فرستاده شده است که به زبان عیلامی بر روی رس نوشته شده است. در بسیاری از این نامه ها ،چیزی تحت عنوان « ضمیمه نامه » پیش بینی شده بود. که به طور ضمنی اطلاعاتی در مورد عملکرد سامانه اداری پیچیده دربار هخامنشیان به دست می دهد. یکی از نمونه های کامل این ضمیمه ها به این صورت می باشد.«x فرمانی را که y اعلام کرده است ،نوشته است پس از این که x جفت z را دریافت کرد » به عبارتی دیگر کارمندی به نام x به زبان عیلامی و بر روی لوحی رسی ، فرمانی را که پادشاه ، دبیر یا مقام عالی رتبه به طور شفاهی یا به زبان پارسی باستان صادر کرده است، ثبت کرده است پس از این که کارمند x جفت نامه ارسال شده توسط مترجم یعنی کارمند z را دریافت کرد . این مسأله مستلزم این است که 2 جفت از یک سند در بایگانی نگهداری می شود: لوح رسی به زبان عیلامی و پوست نوشته به زبان بابلی.

افراد بسیاری برای انجام یک دادوستد ساده نظیر دادن یک گوسفند به یک زرگر و طلا کار باید وارد قضیه می شدند. اما این سامانه دولتی نطفه نابودی اش را در خود به همراه داشت . به این ترتیب نامه یکی از فرماندهان عالی دربار به نام پارناکا به خوبی به ما نشان می دهد که مهر شخصی وی گم شده است. «مهری که پیشا مال من بوده گم شده است . مهری که اینک بر روی این نام حک شده است ،مهر جدید من است.» در میان این الواح می توان به کارمندی اشاره کرد که با اسناد حسابرسی فرار کرده بود شاید می خواست به این ترتیب برخی از سوء استفاده ها را پنهان کاری کند یا مسئولین بایگانی که در حسابرسی ، با تأخیر چندین ساله اسناد را جمع می کردند
+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 12:56  توسط علی اخلاقی  | 

معرفی اجزا تخت جمشید

كند.

  تخت ‌جمشيد                                                                           

 

   

 

       يكي از تيره‌هاي مهم آريايي كه پس از ورود  به ايران موفق  به تشكيل حكومت  شدند پارسها  بودند. از اواسط دوره مادها از خاندان پارسي به عنوان خانداني قدرتمند در منابع ياد شده است. آخرين پادشاه ماد، آسيتاگ، مجبور به جنگ ‌با يكي از سران پارسي‌ها  به نام كوروش شد. از شواهد چنين ‌برمي‌آ‌‌يد كه كوروش با آستياگ نسبت خويشي داشته است. در جنگ بين طرفين پادشاه ماد شكست خورده  و كوروش با پيروزي ‌بر آستياگ موفق شد حكومت جديدي را ‌كه درتاريخ از آن به نام هخامنشيان ياد مي‌شود، تأسيس كند.

 

 

 

 

  نخستين پايتخت هخامنشيان شهر پاسارگاد بود. كوروش پاسارگاد را به محلي آباد و معتبر تبديل كرد. اما پس از مرگ كوروش  و مشكلاتي كه در امرحكومتي بوجود آمد از اهميت اين شهر كاسته شد تا اينكه داريوش اول به پادشاهي رسيد.

 

 

 

 

 

هخامنشيان بقيه سال را در شهر باستاني هگمتانه پايتخت قديم پادشاهان ماد  (درتابستان) و در شوش پايتخت قديم تمدن ايلام (در زمستان) به سر مي‌‌بردند.

 

پس از داريوش ديگر پادشاهان هخامنشي نيز بر بنايي كه ساخت آن را داريوش آغاز كرده بود، ساختمانهاي جديدي افزودند در نتيجه ساخت تخت‌ جمشيد از ابتدا نزديك به 150 سال به طول انجاميد.

 

 

 

ساختمان اصلي كاخ‌ها بر روي صفه‌اي سنگي ساخته‌ شد اين كاخ‌ها را از سه طرف شمال، جنوب و مغرب ديواري بزرگ از سنگهاي عظيم بر روي هم انباشته احاطه مي‌كرد. در خارج از صفه تا حدود نيم كيلومتر دو‌ر‌‌‌‌تر از ديوار سنگي، ساختمانهايي براي درباريان، وزرا و مشاورين احداث شده بود.

 

 

 

  وسعت تمام ساختمانهاي روي صفه در حدود 135 هزار متر مربع است. از اين‌ ساختمانها قسمتهايي كه مربوط به بارعام، پذيرائيهاي رسمي و شرفيابي نمايندگان كشورها و برگزاري جشن‌هاي‌ مذهبي بوده وسعت زياد داشته، در‌هاي ورودي آنها عريض بودند از جمله اين كاخ‌ها بايد از كاخ آپادانا و تالار صدستون نام برد. ديگر ساختمانها كه براي سكونت شاه، وليعهد، ملكه و خاندان سلطنتي و همچنين دفتر و جايگاه نگهبانان بوده كوچكتر بود.

 

مهمترين آثار و ابنيه‌اي كه در شهر پارسه معروف به تخت‌جمشيد بنا شده بدين شرح است:

 

 

  پلكانهاي بزرگ ورودي: راه ورود به بالاي صفه توسط دو رديف پلكانهاي بزرگ دو طرفي كه از سنگ‌هاي  بزرگ ساخته شده مي‌باشد. تعداد اين پلكانها در هرطرف 110 عدد و هر چهار يا پنج پله از يك سنگ يكپارچه بزرگ و عريضي تشكيل يافته است. كنار پلكانها معجر سنگي زيبايي اقتباس گرفته از زيگورات‌ هاي سومري وجود دارد كه بلندي هر كدام از آنها 75 سانتيمتر مي‌باشد.

 

 

 

.

 دروازه ملل: اولين بنا بر روي صفه در فاصله 20 متري پلكان ورودي، تالاري مي باشد كه بيش از 600 متر مربع‌ مساحت دارد. سقف اين تالار بر روي چهار ستون قرار داشته كه اينك دو ستون آن باقي مانده است. درون اين تالار سكوهاي سنگي در چهار طرف تعبيه شده است كه محل نشستن مهمانان بوده است.

  .

براي ورود به كاخ آپادانا مهمانان ابتدا در اين تالار به انتظار مي‌نشستند و از آنجا كه اين افراد از ملتهاي مختلفي بودند به اين تالار دروازه ملل يا تالار انتظار گفته مي‌شود. تالار داراي سه درب ورودي و خروجي پهن است كه دو ديوار سنگي‌در‌ درگاه غربي و شرقي به صورت نقش برجسته نمايان مي‌شود. نقش اين دو درگاه به شكل موجودات اساطيري مي‌باشد.

 

 

 

  کاخ آپادانا: مهمترين كاخ تخت‌جمشيد از لحاظ وسعت، ارتفاع و هنرهايي كه در قسمتهاي مختلف آن به كار رفته كاخ آپادانا مي‌باشد. كاخ آپادانا در قسمت مرتفعي از صفه تخت‌جمشيد واقع شده و مشرف به جلگه وسيع و زيباي مرودشت مي‌باشد. در برگزاري جشن‌هاي ملي و پذيرايي‌هاي رسمي از اين كاخ استفاده مي‌شد.

 

 

  تالار مركزي كاخ 3600 متر مربع مساحت داشته و در آن36 ستون سنگي قطور به ارتفاع 18 متر قرار داشته و در سه جهت شرقي، ‌غربي و شمالي كاخ سه ايوان هم سطح با كاخ اصلي هر كدام با 12  ستون وجود داشته است بنابراين در   مجموع كاخ آپادانا داراي 72 ستون بوده است. تنها ضلع جنوبي كاخ بجاي ايوان، اتاقهاي كوچك و راهروهايي وجود داشته كه احتمالاً براي نگهبانان كاخ و مسئولين تشريفات مورد استفاده قرار مي‌گرفت.

 

 

يكي از زيباترين قسمتهاي كاخ آپادانا دو رديف پلكانهاي بزرگ در ضلع شمالي و شرقي اين كاخ مي‌باشد. از آنجا كه پلكان ضلع شرقي براي مدتها زير خاك مانده بود، تقريباً ‌سالم بجاي مانده است اما ضلع شمالي‌ صدمه زيادي ديده است. نقش برجسته‌هاي پلكانهاي كاخ آپادانا زيباترين نقش برجسته‌هاي تخت‌جمشيد مي‌باشد. اين نقوش‌‌‌ نماينده‌گان 23 كشور و استانهاي تحت قلمرو شاهنشاهي هخامنشي را نشان مي‌دهد و  هركدام از اين نمايندگان هدايايي را كه مخصوص سرزمين آنها مي‌باشد به حضور شاه عرضه مي‌دارند.

 

  نوع هدايا، لباس نمايندگان، چهره افراد و تصاوير ديگر در اين نقش برجسته‌ها به زيبايي هرچه تمامتر نمايان شده ست.

 

 

 

سر ستونهاي ايوان شرقي همگي با مجسمه‌هاي شير  دوسرتزئين يافته بودند. و سر ستونهاي ايوان غربي را گاوهاي دوسر شكل مي‌دادند.

 

 

 

 

 

 

   كاخ صد ستون: اين كاخ به عنوان بزرگترين كاخ پذيرائي تخت‌جمشيد به حساب مي‌‌آيد. كاخ صد ستون به دستور خشايارشا ساخته شد و به دليل داشتن صد ستون سنگي به اين نام معروف شده است. هر كدام از اين ستونها 12 متر ارتفاع دارد.

 

اين كاخ در جانب شرقي كاخ آپادانا قرار دارد و داراي هشت درگاه ورودي و خروجي است. از ديدنيهاي اين كاخ نقوش حجاري شده‌ي درگاهها مي‌باشد اين نقش برجسته‌هاي در درگاه جنوبي شامل تخت شاهنشاهي است كه بر دست

 

28 نفر از نمايندگان ملل تابعه امپراتوري هخامنشيان قرار گرفته است . در بالاي تصوير و در پشت سر شاه يك نفر

 

خدمتگزار مخصوص ديده مي‌شود. بر درگاه‌هاي شرقي و غربي نيز نقوشي با مضمون نبرد پادشاه با حيوان افسانه‌اي

 

نقر گرديده است.

 

  در سمت شرقي كاخ صد ستون ديوارهاي خشتي وجود دارد كه به احتمال زياد محلي براي نگهداري ارابه‌ها و اسبهاي سلطنتي بوده است. همچنين در قسمت خارجي تالار صد ستون اتاقهاي كوچكي مربوط به نگهبانان كاخ و مستخدمين قرار داشته است.

 

 

 

   كاخ مركزي: از ديگر كاخهاي تخت‌جمشيد، كاخ چهار‌گوش ديگري است كه در گوشه‌ي جنوب شرقي كاخ آپادانا واقع شده است. به دليل موقعيت اين كاخ و قرار گرفتن در وسط ديگر ساختمانهاي تخت‌جمشيد، به كاخ مركزي معروف شده است.

 

 

   .

  كاخ مركزي شامل دو ايوان ستون‌دار در شمال و جنوب بوده است. در اطراف اين ايوانها، سكوهايي از سنگ ساخته بودند. اين كاخ سه درب نسبتاً  بزرگ داشت و نقوشي همانند نقش برجسته‌هاي درگاه كاخ صد ستون بر اين درگاه‌ها نقر كرده بودند.  از تزئينات جالب توجه كاخ مركزي پلكانهاي بزرگ جانب شمالي كاخ مركزي به حياط مقابل كاخ آپادانا مربوط مي‌شود.

ايوانهاي شمالي و جنوبي كاخ مركزي با سرستونهايي به شكل سر انسان و تنه‌ي حيوان تزئين يافته بود.

 

  تچر:  اين كاخ در سمت جنوب آپادانا واقع شده است و بر اساس يكي از كتيبه‌هاي آن‌ كاخ كه كلمه تچر در آن آمده است، به تچر معروف شده است . دريچه‌هاي اين كاخ بر عكس ديگر كاخهاي تخت‌جمشيد به سمت تابش آفتاب است و به همين جهت احتمال داردكه كاخي زمستاني بوده باشد.  اين كاخ را كاخ خصوصي داريوش اول مي‌دانند

 

  راه ورود به كاخ داريوش دو دريف پلكان جنوبي و غربي بود.  در ساختن اين كاخ از سنگهاي صيقلي استفاده شده است و به همين جهت به آن تالار آئينه نيز مي‌گويند.

 

 

  در ايوان جنوبي اين كاخ كتيبه‌اي به سه زبان پارسي، ايلامي و بابلي وجود دارد كه ساختن اين كاخ را به داريوش اول و كامل كردن تزئينات آن را به خشايار شا نسبت مي‌دهند.

 

 

  نقش برجسته‌هاي اين كاخ نيز همانند ديگر نقوش كاخهاي تخت‌جمشيد از زيبايي و ظرافت خاصي برخودار است. اين نقوش بر ديوار پلكانهاي ورودي اشخاصي را در حال  اهداي هدايايي از قبيل بز كوهي و آهو  و...  نشان مي‌دهد.

 

كتيبه‌هاي كوتاه متعددي به خط  ميخي در حاشيه‌ي بالاي دريچه‌ها و طاقچه‌هاي اين كاخ وجود دارد كه نام داريوش در بيشتر آنها به چشم مي‌‌‌خورد. با مشاهده بقايايي از گچ در كف اتاقهاي شمالي كاخ تچر معلوم مي‌شود كه كف اين كاخ با گچ فرش بوده است.

 

بر سنگهاي اين كاخ كتيبه‌هايي از پادشاهان بعدي ايران همچون شاپور دوم‌ ساساني، عضد الدوله‌ ديلمي، ناصر الدين‌ شاه‌ قاجار و... حك شده است.

 

کاخ هديش:  هديش كاخ اختصاصي خشايار شاه است و در كتيبه‌هايي كه در اين كاخ  وجود دارد نام هديش آمده است.

 

كاخ هديش در بلندترين قسمت صفه تخت جمشيد قرار دارد و شامل تالاري مركزي با 36ستون و ايواني شمالي با 12‌ ستون و يك ايوان در جنوب همراه با تعدادي اتاقهاي كوچك در شرق و غرب،‌ مي‌شود

.

 

 

 

  بر درگاه ورودي كاخ نقش خشايار شاه همراه با خدمه‌اش ديده مي‌شود. از ويژگيهاي منحصر به فرد اين كاخ نقش برجسته‌هاي درون پنجره‌هاست كه در ديگر كاخها به چشم نمي‌‌‌خورد. دراين تصاوير هديه آوراني نقش گرديده است .

 

در زير اين كاخ مجراي زيرزميني وجود داشت و آب پشت بام اين كاخ بوسيله آن به آبروهاي اصلي تخت‌جمشيد انتقال داده مي‌شد.

 

ـ حرمسرا

 

درجنوب كاخ هديش ساختمانهايي از خشت وجود دارد كه به حرمسرا  (اندروني)  معروف است. اين مكان به احتمال زياد محل سكونت بانوان سلطنتي بوده است.

 

طرح نقشه ساختمان حرمسرا تا اندازه‌اي به تالار مركزي كاخ تچر شباهت دارد. در قسمتهاي جنوبي اين بنا كتيبه‌اي متعلق به خشايار شاه پيدا شده كه به سلطنت رسيدن خشايار شاه را مطرح مي‌كند.

 

امروزه اين ساختمان به موزه تخت‌جمشيد تبديل شده است و بسياري از آثار كشف شده در تخت‌جمشيد در اين قسمت نگهداري مي‌شود.

 

ـ خزانه‌ي‌ داريوش

 

  در دامنه‌ي كوه رحمت و در جانب شرقي صفه‌ي تخت‌جمشيد بناهاي خشتي موسوم به خزانه‌ي داريوش قرارگرفته است.

 

اين ساختمان به دليل پيدا شدن تعدادي ظروف سنگي مرمري و اشياء تجملي، خزانه ناميده شده است.

 

خزانه‌ي‌ داريوش از دو تالار بزرگ با ستونهاي چوبي تشكيل شده بود. تعداد ستونهاي هر تالار به 100 مي‌رسيد و اتاقها، راهروها و ايوانهاي ساختمان خزانه همه از خشت ساخته شده بود و در كف آستانه‌ي‌ درها و زير ستونها  از سنگهاي صيقلي استفاده شده بود. خياباني با عرض 5/5 متر چهار طرف ساختمان خزانه را احاطه كرده است  از ديگر بناها و آثار مهم تخت‌جمشيد مي‌توان از جايگاه نگهبانان در دامنه‌ي كوه رحمت، چاه سنگي در سينه كوه رحمت و ساختمانهاي خشتي روي ديوار شمالي كه از آن بعنوان دبيرخانه شاهي استفاده مي‌شد، ياد كرد.

 

 

 

 

 آرامگاه پادشاهان هخامنشي: در سينه‌ي كوه رحمت دو قبر از دو پادشاه آخر هخامنشي، (اردشير دوم و اردشير سوم)  مشاهده مي‌شود.  در امتداد همين مقابر درسمت راست به فاصله حدود100 متر آرامگاه ديگري قرار دارد كه ناتمام مانده است و به آخرين پادشاه هخامنشي داريوش سوم تعلق دارد.

 

نماي خارجي و نوع ساختمان و نقوش آن دقيقاً مانند آرامگاههاي پادشاهان هخامنشي در نقش رستم مي‌باشد.

 

در خارج از صفه‌ي تخت‌جمشيد نيز ساختمانهايي وجود داشته كه اينك از آنها تقريباً هيچ بنائي بجاي نمانده است اما آثار تزئيني زيادي بدست آمده كه تعدادي از آنها در موزه‌ي تخت‌جمشيد و مابقي در موزه‌ي ايران باستان و ديگر موزه‌هاي معروف مي‌باشد.

 

 مجموعه عکسها

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 12:58  توسط علی اخلاقی  | 

تصاویری از تخت جمشید"و پاسارگاد

و به راستی چه باید کرد

آیا باید به حال خود گریست

ما نباید بگزاریم که یادگار اجداد ما

ن از بین برود

و براستی آیا ما جانشینان خوبی

 برای آنها هستیم

نمیدانم ای اهورا مزدای بزرگ

 ما را یاری کن تا بتوانیم

 یادگار اجدادمان را به درستی

 محافظت کنیم و شعار انان

 را که:گفتار نیک"پندار نیک

"و رفتار نیک است را به

 درستی انجام دهیم.      آمین 

                                                                                                                                

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 13:34  توسط علی اخلاقی  | 

وصیت نامه داریوش کبیر

آبراهی که من می خواستم بین رود نیل و دریای سرخ بو جود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این آبراه از نظر بازرگانی و جنگ خیلی اهمیت دارد و تو باید آن آبراه را به اتمام برسانی . عوارض عبور کشتی ها از آن آبراه نباید آنقدرسنگین باشد که ناخدایان کشتی ترجیح بدهندکه از آن عبور نکنند.

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ایران نظم امنیت بر قرار کنند ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند.

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده.چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند .پس بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما .هرگز عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است وتو اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت  با مردم زیاد تماس نخواهد داشت .

افسران و سربازان ارتشی را راضی نگه دار و با آنها بد رفتاری نکن .اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست به معامله ای متقابل کنند.اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد.تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند.

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل انها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتر می توانی سلطنت کنی .همواره حامی کیش یزدان پرستی باشد .اما هیچ قومی را  مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته بخاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل داری پیروی نماید .

بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خودم فراهم کرده ام بر من بپیچان ودر تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمانی می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آن ببینی و بفهمی من که پدرتو و پادشاهی مقتدر بودم و بر ۲۵ کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد خواه پادشاه ۲۵ کشور باشد یا یک خار کن .هیچ کس در این جهان باقی نمیماند.اگرتو هرزمان که فرصت به دست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو  غلبه نخواهد کرد . اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو که قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تورا ببیند .

زنهار زنهار هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو.اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر نماید زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .

هرگز از اباد کردن دست بر ندار زیرااگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرا نی خواهد گذاشت  زیرا قاعد ه این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود. در آباد کردن حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده .

عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت بر جسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو فقط موقعی باید به کار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری ستمی کرده باشد و تو خطا کار را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای.

بیش از این چیزی نمیگویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند که غیر از تو در اینجا حاضر هستند کردم تا بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کردام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم که مرگم نزدیک شده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 12:40  توسط علی اخلاقی  | 

موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان فارس

         
 
img/daneshnameh_up/f/f5/Fars.jpg

        شهرستانها

استهبان،فسا،فیروزآباد،جهرم،کازرون،لامرد،لارممسنی .آباده،بوانات،داراب،اقلید

،مرودشت،نیریز،سپیدان،شیراز

      بناهای یادبود تاریخی:


1-عمارت عفیف آباد ، شیراز
2-پل بندامیر ، مرودشت 3
-بیشاپور ، کازرون
4-آتشکده فیروزآباد،فیروزآباد
5-معبد حفیط، شیراز
6-ارگ کریم خانی ، شیراز
7-مدرسه خان ، شیراز
8-مقبره کوروش ، مرودشت
9-طاق مشیر، شیراز
10-کتیبه نقش رجب ، مرودشت
11-کتیبه نقش رستم ، مرودشت
12-کتیبه نقش شاپور ،کازرون
13-موزه و عمارت نارنجستان قوام ، شیراز
14-پاسارگاد ،مرودشت
15-پرسپولیس ، مرودشت
16-آرامگاه سعدی ،‌شیراز
17-کاخ ساسانیان ،‌سروستان
18-آرامگاه شاه شجاع ، شیراز
19-غار تنگ چوگان ( تندیس شاپور ) ، کازرون
20-حمام وکیل ، شیراز
21-بازار وکیل ، شیراز
    

                                   فرهنگ و هنر :


1-موزه نظامی غفیف آباد ، شیراز
2-صنایع دستی
3-موزه نارنجستان ، شیراز
4-موزه پارس، شیراز
5-موزه پرسپولیس ، مرودشت
6-عشیره قشقائی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 10:47  توسط علی اخلاقی  | 

مسوولان مرودشت فارس: اثر تاريخي " پل خان " در آستانه تخريب است

 
مسوولان شهرستان مرودشت استان فارس مي‌گويند: اثر ملي و تاريخي "پل خان" به علت عبور خط لوله آب از روي آن در آستانه تخريب قرار گرفته است.

پل خان متعلق به دوره صفويه است كه به دستور"الله وردي خان" از سرداران سپاه شاه عباس صفوي ساخته و در سال ‪ ۱۳۵۱‬در فهرست آثار ملي ثبت شد.

رييس اداره ميراث فرهنگي و گردشگري شهرستان مرودشت گفت: باتوجه به عبور خط لوله انتقال آب مرودشت از روي اين پل تاريخي،درصورت همكاري نكردن شركت آب و فاضلاب براي جابجايي اين خط لوله، خطر تخريب اين اثر تاريخي ارزشمند در سال آينده جدي است.

مسعود رضايي منفرد افزود: به رغم ‪ ۲۵‬مورد نامه نويسي به‌شركت آب وفاضلاب فارس و اعلام خطر تخريب اين پل و درخواست همكاري اين شركت براي جابجايي خط لوله آب، تاكنون اقدام عملي در اين خصوص صورت نگرفته است.

فرماندار مرودشت نيز ازآنچه بي‌توجهي شركت آب و فاضلاب درخصوص تغيير مسير خط لوله آب خواند، انتقاد كرد و گفت: بي‌توجهي به اثر تاريخي كه در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده پذيرفتني نيست.

سيد جمال‌الدين صمداني افزود:باتوجه به تامين اعتبار جابجايي خط انتقال آب توسط آب و فاضلاب، ضرورت دارد مسوولان استان فارس هرچه زودتر اقدام لازم در زمينه حل اين مشكل را به عمل آورند.

وي اضافه كرد: ادامه بي‌توجهي به اين مساله، موضوعي شبيه معضل تنگ بلاغي را بوجود خواهدآورد كه بايد از اين مساله جلوگيري شود و هرچه زودتر مشكل حل شود تا به عنوان خوراك رسانه‌هاي بيگانه قرار نگيرد.

رييس اداره آب و فاضلاب مرودشت دراين‌باره اظهارداشت: ‪ ۵۵‬درصد منابع آب آشاميدني مرودشت ازسددرودزن واز طريق خط لوله‌اي كه از روي پل خان مي‌گذرد تامين مي‌شود وبا توجه به‌اينكه اكنون هيچ مسير وخطي براي جابجايي اين لوله انتقال آب وجود ندارد، تغيير مسير آن امكان پذير نيست.

محمد سليماني افزود: تنها درصورت راه‌اندازي خط انتقال آب آشاميدني روستاي "كوه سبز"،امكان جابجايي خط لوله انتقال آب از روي پل خان به مسير ديگر امكان پذير خواهد شد كه هنوز اين كار انجام نشده است.

پل خان در ورودي شهر مرودشت از سمت شيراز، روي رودخانه "كر" (‪ (KOR‬قرار دارد.

مركز شهرستان مرودشت، ‪ ۴۵‬كيلومتر با شيراز فاصله دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 10:4  توسط علی اخلاقی  | 

پارسه با دستان جوانان و فكرهاي نو از بستر خاك بيرون خواهد آمد



پارسه برخيز



اغلب وقتي از تخت‌جمشيد بحث مي‌شود، تصويري از كاخ، دربار و خدم و حشم به ذهن مي‌رسد. غافل از آنكه تخت‌جمشيد بخش كوچكي از سرزمين پارسه ، جايگاه و محل زندگي مردم ايران است؛ مردمي كه يكي از دستاوردهاي تلاشهايشان ساختن فضايي مانند تخت‌جمشيد بوده است. امروز پژوهشگران در تلاش هستند كه صفحات تاريك زندگي اين مردم را با انجام تحقيقات در اين سرزمين روشن كنند.
وقتي جاده شيراز به اصفهان را در پيش بگيريم، پس از پيمودن (بيش از) 30كيلومتر در جهت شمال به جلگه مرودشت مي‌رسيم كه درازايش از غرب به شرق 60كيلومتر است و پهنايش تا 70 كيلومتري شيراز مي‌رسد. رود كر از شمال غربي جلگه تا جنوب شرقي آن را مي‌پيمايد و سيراب مي‌كند و به درياچه بختگان مي‌ريزد و بدين ترتيب بستري مناسب براي شكل‌گيري مهد تمدن و فرهنگ زندگي مردم ايران از روزگاران كهن فراهم مي‌آورد.
از روزگار عيلاميان، زندگي مردم در اين منطقه آغاز شده و در دوران هخامنشي در شهر پارسه به اوج خود رسيده است.از سويي تخت‌جمشيد ارگ شهر پارسه به شمار مي‌رفته است. اين ارگ بيش از 125 هزار متر مربع وسعت داشته و بر فراز صخره‌اي كه از سوي مشرق پشت به دامنه كوه مهر(كوه رحمت) بنا شده بوده است.
«بنداد هخامنشي» با وقوف به اين امر از سالها قبل تحقيقات خود را براي آشكار كردن زندگي مردم پارسه آغاز كرد. اين تلاشها با وقوع انقلاب اسلامي متوقف شد و از مرداد سال 80 فعاليتهاي تحقيقاتي و عملياتي دوباره آغاز شد. از جمله اين فعاليتها ، پژوهش درباره شهر تاريخي پارسه است كه اين پژوهشها با انجام 4 فصل باستان‌شناسي(دوره هاي 20 روزه) از بهمن 81 وارد مرحله عملياتي شده است.


چالشهاي فرارو



از آنجا كه بناي تخت‌جمشيد از زمان داريوش هخامنشي آغاز شده و تا آخرين روزهاي حكومت اين سلسله- در طول حدود 200 سال - در حال ساخت بوده است، اين نظريه را تقويت مي‌كند كه تخت‌جمشيد نمي‌تواند مجموعه‌اي از كاخهاي دورافتاده باشد و اينجاست كه به نظر مي‌رسد، مردمي به منظور تأمين آذوقه ، پشتيباني و ارائه خدمات به شاهزادگان كاخ نشين و كارگران و معماراني بخشهاي ديگر تخت‌جمشيد را احداث مي‌كردند، در نزديكيهاي تخت‌جمشيد زندگي مي‌كرده‌اند.
با اين فرض ، اگرچه در مورد محدوده احتمالي شهر تاريخي پارسه به نتيجه مي‌رسيم، اما زماني كه ساخت تو سازهاي اطراف تخت‌جمشيد و ظهور شهري صنعتي با جمعميت 120 هزار نفر ( مرودشت)در 10 كيلومتري جنوب آن را در كمتر از يكصد سال گذشته در نظر بگيريم، اميدها براي يافتن اثري از اين شهر باستاني كاهش مي‌يابد و كاش آن زمان كه كاوشهاي تخت‌جمشيد براي بيرون‌ آوردن آن از دل خاك انجام مي‌شد، كوشش مي‌شد كه شهر پارسه نيز دوباره آسمان را به نظاره بنشيند.
برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي، بهانه‌اي براي شروع جنگل‌كاري حوالي جنوب تخت‌جمشيد از سال 1341 بود. از سال 1350 براي برگزاري اين جشنها، تمام تأسيسات برق و مخابرات از زير زمين اين منطقه عبور داده شد و اين مسأله امروز به مثابه سنگ ديگري در راه كاوشها در زمينه يافتن شهر پارسه تبديل شده است.
ضرورت بكر بودن منطقه مورد كاوش در آن بخش از مصاحبه اختصاصي قلي‌نژاد، مدير كل ميراث فرهنگي فارس با روزنامه خبر جنوب چاپ شيراز، مشخص مي‌شود كه او گفته است: هدف از خريد حريم تخت‌جمشيد ، كاوش در منطقه حريم و نماياندن شهر تاريخي پارسه است.
به گفته وي، بخشي از اعتبار 5/4 ميليارد توماني‌ ( بودجه سال 82 تخت‌جمشيد) صرف خريد حريم آن از صفه تخت‌جمشيد تا محور شيراز – مرودشت – اصفهان خواهد شد و در اين حريم ، اجازه هيچ گونه ساخت و سازي حتي براي هتل داده نمي‌شود.

پارسه ، برخيز!

پارسه با دستان جوانان و فكرهاي نو از بستر خاك بيرون خواهد آمد و تيشه‌ها براي يافتن آن به طورهدفمندبه زمين زده خواهد شد. براي اين كار، لازم است از دانش آركئوژئوفيزيك بهره گرفت كه با كمك آن مي‌توان بدون حفاري محل، بقاياي سازه‌ها و ساختارهاي مدفون در زير زمين را يافت.
كوروش محمدخاني، فارغ‌التحصيل مهندسي معدن و دانشجوي كارشناسي ارشد باستان‌شناسي در دفتر كار خود در تخت‌جمشيد به ما گفت: در ايران يكي از دو فردي است كه رشته‌هاي تحصيلي آنها تركيبي از 2 رشته ژئوفيريك و باستان‌شناسي است و اين گونه مي‌تواند در يافتن شهر پارسه مؤثر افتد.
او كه مسئول گروه آركئوژئوفيزيك بنياد پژوهشي پارسه – پاسارگاد است، پيدايش اين دانش در جهان را سال1946 ذكر مي‌كند كه براي اولين بار در ايران ، سال 1353 از سوي دكتر هس در فيروزآباد فارس مورد استفاده قرار گرفته است و از سال 78 به بعد از سوي گروههاي مختلف آلماني، فرانسوي و ايراني، برداشتهايي به اين روش در مناطقي چون اريسمان،چغازنبيل، پاسارگاد و تخت‌جمشيد انجام شده است. وي ادامه مي‌دهد: اين كار در تخت‌جمشيد با هدف يافتن شهر پارسه و تعيين حريم تپه‌هاي باستاني دشت مرودشت با دستگاه مغناطيس‌سنج سزيوم انجام مي‌شود.
وي مي‌افزايد: ممكن است در يك منطقه 25 سال كاوش و حفاري انجام شود تا پاسخهاي مورد نظر به دست آيد، اما با ارسال امواج به زير زمين و دريافت انعكاس آن در طول يك سال به پاسخ دست خواهيم يافت. به گفته محمد‌خاني، گروه ژئوفيزيك سازمان زمين‌شناسي و اكتشافات معدني كشور نيز در تحليل اطلاعات به دست‌آمده، اين بنياد را ياري مي‌دهند. وي مي‌گويد: با توجه به برنامه‌هاي پيش‌بيني شده فعلاً در حريم درجه يك و دو تخت‌جمشيد برداشتها انجام شده و اين محدوده در آينده‌اي نزديك گسترش خواهد يافت.

 مديركل ميراث فرهنگي فارس با اطمينان خاصي گفته است: طبق آخرين پژوهشهاي بنياد پژوهشي پارسه – پاسارگاد، در حريم تخت‌جمشيد يك شهر تاريخي وجود دارد و طبق نظريه كارشناسان ميراث فرهنگي ، اين شهر تاريخي پارسه است… .

يافـتـه‌هاي اوليه



به گفته مسئول گروه آركئو ژئوفيزيك بنياد پژوهشي پارسه – پاسارگاد، طي كاوشهايي كه تا كنون نتيجه تحليل اطلاعات آنها به طور كامل مشخص شده، 2 حصار دفاعي ارگ تخت‌جمشيد و همچنين سازه يك ساختمان در چند صدمتري شمال تخت‌جمشيد در زمين‌هاي كشاورزي شناسايي شده است و البته يافته‌هاي ديگري نيز وجود دارد كه پس از تحليل نهايي اطلاعات مربوط به آنها، منتشر خواهد شد.
با اين حال ، مدير داخلي بنياد معتقد است، با بودجه كنوني شايد بتوان كاوشها را ادامه داد اما زمان زيادي طول خواهد كشيد. وي تأكيد مي‌كند: وسعت شهر پارسه مي‌طلبد كه در راه به سرانجام رسيدن كاوشهاي مربوط به آن، كمك و نگاهي ملي شامل آن شود.
مديركل ميراث فرهنگي فارس از نماياندن شهر پارسه در آينده‌اي نزديك سخن به ميان آورده و گفته است: وقتي شهر پارسه نمايان شود، انعكاس اين خبر در سطح بين‌المللي انفجار اطلاعاتي در پي دارد كه سرتاسر دنيا را تحت تأثير قرار مي‌دهد و نشان مي‌دهد كه تاريخچه شهر سازي در ايران بسيار طولاني است.
وي مي‌افزايد: با نماياندن شهر پارسه، تاريخچه شهرسازي در دوران هخامنشي دگرگون و قطب گردشگري تخت‌جمشيد در استان فارس تقويت مي‌شود و به عنوان يك منبع خوب درآمدزايي گردشگري در دنيا مطرح مي‌شود و تعداد كثيري از شهرسازان، باستان‌شناسان و جامعه‌شناسان تاريخي از سرتاسر دنيا براي ارزيابي سطوح تاريخي ، پژوهشي و تحقيقي به اين منطقه هجوم مي‌آورند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 9:58  توسط علی اخلاقی  | 

دکتر علی شریعتی

                         

  خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در

این دنیا چه دشوار است و چه زجری میکشد

ان کس که انسان است و از احساس سر شار.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 16:34  توسط علی اخلاقی  | 

اینها باعث غرور ملی ایرانیان هستند

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 16:27  توسط علی اخلاقی  | 

اولين حکام سلسله هايي که بر ايران حکومت کرده اند

اولين حکام سلسله هايي که بر ايران حکومت کرده اند

 

سال شروع حکومت

 اولين حاکم

نام سلسله

708 قبل از ميلاد

ديااکو

مادها

550 قبل از ميلاد

کوروش

هخامنشيان

250 قبل از ميلاد

اشک

اشکانيان

224 ميلادي

اردشير بابکان

ساسانيان

1 هجري شمسي

معاويه

امويان

92 هجري شمسي

السفاح

عباسيان

165 هجري شمسي

طاهر

طاهريان

219 هجري شمسي

يعقوب ليث

صفاريان

238 هجري شمسي

نصر

سامانيان

276 هجري شمسي

مرداويج

آل زيار

280 هجري شمسي

رکن الدوله (حسن)

آل بويه

358 هجري شمسي

کاکويه

ديالمه

311 هجري شمسي

سبکتکين

غزنويان

329 هجري شمسي

بغراخان

آل افراسياب

345 هجري شمسي

ابوعلي مأمون

آل مأمون

389 هجري شمسي

طغرل

سلجوقيان

450 هجري شمسي

قطب الدين محمد

خوارزمشاهيان

503 هجري شمسي

محمد بن سوري

غوريان

589 هجري شمسي

اوکتاي قاآن

ايلخانيان

676 هجري شمسي

امير چوپان

چوپانيان

696 هجري شمسي

شيخ حسن

ايلخانيان

689 هجري شمسي

محمود شاه

آل اينجو

696 هجري شمسي

امير مبارزالدين

مظفريان

612 هجري شمسي

امير عزالدين عمر

ملکوک کرت

698 هجري شمسي

خواجه عبدالرزاق

سربداران

579 هجري شمسي

يراق حاجب

قراختائيان

550 هجري شمسي

رکن الدين رسام

اتابکان يزد

552 هجري شمسي

ابوطاهر

اتابکان لرستان

503 هجري شمسي

مظفرالدين سنقر

اتابکان فارس

441 هجري شمسي

عمادالدين زنگي

اتابکان شام و ديار بکر

491 هجري شمسي

اتابک ايلدگز

اتابکان آذربايجان و عراق

764 هجري شمسي

امير تيمور

تيموريان

769 هجري شمسي

قرامحمد

قراقويونلو

769 هجري شمسي

قراعثمان

آق قويونلو

865 هجري شمسي

شاه اسمعيل

صفويه

1108 هجري شمسي

نادر

افشاريه

1123 هجري شمسي

کريم خان

زنديه

1160 هجري شمسي

آغامحمد خان

قاجاريه

1302 هجري شمسي

رضا خان

پهلوي

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 23:13  توسط علی اخلاقی  | 

کوروش

كورش در هاليوود

يك خبر ديگر، اين كه در حال حاضر، يك گروه انگليسي به كارگرداني آلكس جاوي، مشغول تهية مقدمات ساخت فيلم زندگي كورش هستند. هزينة ساخت اين فيلم، 90 ميليون دلار پيش بيني شده است. بازيگران فيلم هنوز به طور قطعي مشخص نشده اند، ولي از شون كانري براي بازي در نقش پدر كورش و آنجلينا جولي براي نقش ملكة كورش دعوت شده است. فيلم برداري اين فيلم قرار است در تونس انجام شود. درسايت bbc.co.uk مي توانيد مصاحبه اي مفصل را با كارگردان فيلم (كه از شوخي روزگار، اسمش اسكندر است!) بخوانيد

كورش به معناي شبيه خورشيد است (خور+ وَش). درغرب، صورت لاتيني شدة اسم او (Cyrus) رواج دارد كه نام سيروس از همين جا آمده. (شبيه به همين، در مورد اسم پسرش كمبوجيه اتفاق افتاده كه چون در لاتين Cambyses شده است، بعدها به صورت كامبيز به زبان فارسي برگشته.)
پايتخت هاي كورش به ترتيب، شوش، همدان و بابل بود. بعدها داريوش تصميم گرفت پرسپوليس را در كنار آرامگاه كورش در پاسارگاد بسازد و آن جا را پايتخت امپراتوري كند.
بعضي ها كورش را زرتشتي مي دانند و برخي هم ظهور زرتشت را سال ها بعد از هخامنشيان مي دانند. آيين كورش هرچه بود، به پيروان ساير اديان و مقدسات آن ها احترام كامل مي گذاشت.
كورش، پنج فرزند داشت: كمبوجيه و برديا پسرانش بودند و آتوسا،  ركسانا و ارتوستونه دخترانش. كمبوجيه بعد از او شاه شد و آتوسا هم همسر داريوش بود.
هرودوت نوشته است: هنگام پادشاهي كورش و كمبوجيه، قانوني راجع به باج و ماليات نبود، بلكه مردمان هدايا مي آوردند. ماليات در زمان داريوش معمول شد. پارسي ها مي گفتند داريوش، تاجر؛ كمبوجيه، آقا؛ و كورش، پدر بود. اولي را به آن جهت كه منفعت  طلب بود، تاجر مي خواندند. دومي را چون سختگير و با نخوت بود، آقا مي گفتند. و سومي (يعني كورش) را به واسطة اين كه ملايم و مهربان بود و هميشه از حال رعيت آگاهي داشت، پدر مي خواندند.
كورش را همة ملل دنياي باستان دوست داشتند. پارسي ها كه وي آن ها را از گمنامي به افتخار رسانده بود، او را پدر خود مي خواندند. يوناني ها با اين كه در سواحل آسياي صغير از او شكست خورده بودند، تا زمان اسكندر، او را بزرگ ترين جنگجو مي دانستند. و يهود كه كورش آزادشان كرد، تا مدت ها فكر مي كردند كه او مسيح است.
پيشگويي ظهور كورش و نيز روايت زندگي و اعمال او در عهد عتيق (كتاب هاي اشعيا، ارميا، عذرا و دانيال) آمده است. در اين كتاب مقدس، لقب هاي عقاب شرق و شبان خدا براي كورش ذكر شده. همچنين داستان ذوالقرنين در قرآن مجيد (آيات 83 تا 97 سورة كهف) را مفسراني همچون علامه طباطبايي در الميزان ، منطبق با سرگذشت كورش مي دانند.
گزنفون، مورخ يوناني و از شاگردان سقراط، رساله اي نوشته است با عنوان كوروپايديا يعني تربيت كورش كه چنين شروعي دارد: ما با اعتقاد به اين كه اين مرد، سزاوار هر گونه ستايشي است، تحقيق كرده ايم تا بدانيم او از چه نوع آموزش و تربيتي برخوردار بوده است تا آن را در پيش بگيريم. در يونان باستان، اين كتاب، بهترين رساله در فنون جنگ به حساب مي آمد.
شخصيت كيخسرو، شاه آرماني شاهنامه ، شباهت زيادي با سرگذشت كورش دارد. بي شك، فردوسي، داستان كيخسرو را از روي افسانه هاي موجود دربارة كورش ساخته است.
سر توماس براون، فيلسوف، پزشك و نويسندة انگليسي، در 1658، كتاب خود در باب تحمل عقايد مخالف را باغ كورش نام گذاشت.
يكي از اتهامات مصدق در محاكمة معروفش اين بود كه مي خواسته به جاي عكس شاه، روي اسكناس ها عكس كورش و داريوش را چاپ كند.
منشور كورش، در 1879، هنگام كاوش در نينوا و توسط يك باستان شناس ايراني به نام هرمز رسام، پيدا شد. اين لوح گلي، 23 سانتي متر عرض و 11 سانتي متر ارتفاع دارد. بر روي آن با خط ميخي، 40 سطر مطلب نوشته شده كه بعضي از سطرها شكسته شده اند. سطرهاي 22 تا 37 در مورد سياست هاي كورش در كشورداري است و سطرهاي قبلي و بعدي، اطلاعاتي تاريخي در مورد فتح بابل و نسب نامة كورش به دست مي دهد. در حال حاضر، اين منشور در موزة بريتانيا نگهداري مي شود و شمارة آن، BM-WAA-90920 است.
سال 1969 در گردهمايي بين المللي حقوق دان ها، منشور كورش به عنوان نخستين سند حقوق بشر شناخته شد. سال 1971 سازمان ملل متحد، متن منشور كورش را به تمام زبان هاي رسمي دنيا منتشر كرد.
016863.jpg
لوح (منشور) حقوق بشر كورش
تسخير بابل به دست كورش 25 مهر 17 اكتبر 538 ق.م

جانشينان كورش

بعد از كورش، ده پادشاه هخامنشي ديگر بر تخت او نشستند، اما هيچ كدام (جز داريوش) نتوانستند مانند او پادشاهي كنند. كمبوجيه و داريوش، مانند كورش به اعتقادات مردمان تحت فرمانشان احترام مي گذاشتند و در جنگ و كشورداري، با بزرگواري رفتار مي كردند. اما پس از آن ها خشايار شاه، معابد آتن و بابل را به آتش  كشيد و اردشير درازدست براي پيروز شدن در جنگ با مصري ها، شاخه اي از رود نيل را خشكاند. بعد از اردشير هم شاهزادگان هخامنشي، مدام بر سر قدرت با هم درگير بودند، به گونه اي كه خشايار دوم، تنها 45 روز بر تخت نشست. امپراتوري هخامنشي، چنين رو به فروپاشي رفت. تا اين كه در 335 ق .م اسكندر مقدوني از راه رسيد، دولت ايرانيان را برانداخت و پرسپوليس را به آتش كشيد.
كورش در لندن
نمايشگاه امپراتوري فراموش شده: جهان ايران باستان با نمايش 400 قطعه از آثار فرهنگي و هنري دورة هخامنشي از روز 9 سپتامبر در موزه بريتانياي لندن برپاست و تا ژانويه (اواسط دي ماه) ادامه دارد. بخشي از اين آثار، مانند منشور كورش متعلق به خود موزه بريتانياست، اما بخش عمدة نمايشگاه ازموزه هاي مختلف دنيا مثل موزه  ملي ايران و موزه لوور فرانسه جمع آوري شده.
نمايشگاه با نقشه  امپراتوري هخامنشي شروع و با منشور كورش تمام مي شود. در اين موزه، آثاري مثل مجسمة بي سر داريوش، جام زريني كه كتيبة خشايار شاه به سه زبان بر روي آن حك شده، پايه ستون و سرستون هاي كاخ آپادانا، نقش برجسته هاي مجموعة تخت جمشيد، بز بالدار،... و بازوبندي طلايي با سر عقاب كه احتمالا ارمغاني براي داريوش بزرگ بوده، به نمايش گذاشته است.
در اين نمايشگاه، ستوني از كاخ آپادانا كه براي فيلم اسكندر (اليور استون، 2004) بازسازي شده بود هم هست

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 23:11  توسط علی اخلاقی  | 

ذوالقرنین و کوروش

كورش، ذوالقرنين يا ناجي يهود؟

 
علامه طباطبايي و برخي مفسر ان ديگر، داستان ذوالقرنين در قرآن را منطبق با سرگذشت كورش مي دانند
 016932.jpg
نقشه امپراتوري هخامنشي

و از تو دربارة ذوالقرنين مي پرسند. بگو به زودي سرگذشت او را براي شما بازگو خواهم كرد. /سورة كهف، آية 83
اين ابتداي داستان ذوالقرنين در قرآن است. طبق آيات قرآن، ذوالقرنين، شاهي مقتدر است كه اقتدارش از جانب خداوند و با تأييد اوست. برخي از مفسران، اين آيات را با شخصيت و تاريخ كورش منطبق مي دانند. شاهي كه علاوه بر كشورگشايي، اهل احترام به حقوق مغلوبان هم بود.
يك زندگي نامه مختصر و مفيد
در حدود 576 قبل از ميلاد به دنيا آمد. پدرش در ولايت پارس، شاه بود و مادرش، ماندانا دختر آستياگ پادشاه ماد بود. (ظاهرا به علت خشم پدر بزرگش) كودكي را در دل طبيعت و خارج از محيط  دربار گذراند. در جواني توانست با متحد كردن اهالي پارس، بر تخت پدر بنشيند. در 559 ق .م اعلام استقلال كرد. 9 سال بعد، او دولت ماد را برانداخت و خود، پادشاه هر دو كشور شد. با نبونيد، پادشاه بابل صلح كرد و در 547 ق .م ارمنستان را هم به خاكش اضافه كرد. در 546 ق .م بعد از جنگي كوتاه با كزروس، حاكم ثروتمند سارد، اين شهر و سپس تمام ليدي و آسياي صغير را تصرف كرد. در سال هاي 545 تا 539 ق. م مرزهاي حكومتش  را در شرق گسترش داد و گرگان، هرات، باختر، سغد و خوارزم را هم گرفت. در 539 ق. م بابل را فتح كرد و در آن جا رسما تاج گذاري كرد و دولت هخامنشي را تشكيل داد. منشور معروفش را هم در همان جا نوشت. يهودي ها را از اسارت آزاد كرد و سال بعد، فينيقيه را مطيع ساخت. در 533 ق. م توانست از كوه هاي هندوكش بگذرد و تا مرزهاي هند برود. سه سال بعد، مرد. بر روي لوحة آرامگاهش در پاسارگاد، همين چند كلمه را به عنوان خلاصة تمام زندگي پرجنب و جوش اش نوشتند: من، كورش شاه هخامنشي .
كورش بنيانگذار چيزي است كه امروز به آن حقوق بشر مي گوييم. او در منشور خود، علاوه بر اعلام تبارنامة شاهي و ذكر اعمال و فتوحات خود، آن چنان كه در ميان كشورگشايان رسم است، سياست هاي خود در برخورد با اهالي شهر مغلوب را به روشني بيان كرده. مطالبي كه او در اين قسمت از منشور خود آورده،  قديمي ترين سند حقوق بشر است: ... بي شمار سپاهيانم به صلح در بابل گام برداشتند. روا نداشتم كسي وحشت را بر سرزمين سومر و اكد فرو آرد. من براي صلح كوشيدم در بابل و در همة شهرها. نيازمندي هاي بابل و تمامي پرستشگاه هاي آنان را پيش ديده داشتم و در بهبود زندگي همگان كوشيدم. همة يوغ هاي بردگي را از مردمان بابل برداشتم. خانه هاي ويرانشان را آباد كردم و به تيره بختي هايشان پايان دادم. هر كس آزاد است هر ديني را كه ميل دارد، بپرستد و هر جا كه ميل دارد، سكونت كند. من تا روزي كه مزدا زنده ام بدارد، نخواهم گذاشت مردان و زنان را به اسيري بفروشند. دين و آيين همه را محترم خواهم داشت و نخواهم گذاشت زيردستان من آيين و رسوم ملت هايي را كه من پادشاهشان هستم، تحقير نمايند. مزدا مرا ياري كند و پسرم را ...
جز منشور كورش، ديگر منابعي كه دربارة تاريخ او به دست ما رسيده، يعني عهد عتيق و نيز روايات هرودوت و گزنفون يوناني، خالي از افسانه و داستان پردازي نيست.

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 23:7  توسط علی اخلاقی  | 

منشور کوروش کبیر همراه بامتن انگلیسی فرمان کوروش کبیر

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.

پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، ...، نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...

آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند.  در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم.  مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را بسوی من گردانید، ...، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد.  نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

نابسامانی درونی بابل و نیایشگاههای آنجا دل مرا بدرد آورد... من برای آرامش کوشیدم.

من برده داری را برانداختم.  به بدبختی های آنان پایان بخشیدم.

فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند. فرمان دادم که هیچکس مردم شهر را نیازارد و به دارایی آنان دست یازی نکند.

مردوک خدای بزرگ از کار من خشنود شد... او مهربانی ا ش و فراوانی را ارزانی داشت.  ما همگی شادمانه و در آشتی و آرامش پایگاه  بلندش را ستودیم.

من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.  فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند.  همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم.

همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم.  باشد که دل ها شاد گردد.

بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستینشان بازگرداندم، هر روز مردم آن سرزمین ها را شاد کند

من برای همه مردم همبودگاهی آرام مهیا ساختم وآرامش را به تمامی مردم پیشکش کردم.

اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.

من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و ... ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.

من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

 I am Cyrus, King of the globe, great king, mighty king, King of Babylon, king of the land of Sumer and Akad, King of ......, king of the four quarters of Earth, son of Cambysis (Kambujiye), great king, king of Anshan, grandson of Cyrus (Kurosh), great king, king of Anshan, descendant of Teispes (Chaish Pish), great king, king of Anshan, progeny of an unending royal line, whose rule, The Gods, Bel and Nabu cherish, whose kingship they desire for their hearts' and pleasures.

When I well disposed, entered Babylon, I had established the seat of government in the royal palace of the ruler, amidst jubilation and rejoicing. Marduk the great god, induced the magnanimous inhabitants of Babylon to love me, and I sought daily to worship him .......

...... when my numerous soldiers in great numbers peacefully entered Babylon and moved about undisturbed in the midst of the Babylon, I did not allow anyone to terrorize the people of the lands of Sumer and Akad and ...... I kept in view, the needs of the people and all their sanctuaries to promote their well being. I strove for peace in Babylon and in all his other sacred cities. As to the inhabitants of Babylon who against the will of the gods were enslaved, I abolished the corvee which was against their social standing, I freed all slaves. I brought relief to their dilapidated housing, putting thus an end to their misfortunes and slavery ......

...... Marduk, the great lord, was well pleased with my deeds, rejoiced and to me, Cyrus, the king who worshipped him, and to Cambysis, my son, the offspring of my loins, and to all my troops he graciously gave his blessing, and in good sprit, before him we stood peacefully and praised him joyously.

All the kings who sat in throne rooms, throughout the four quarters, from the Upper Sea (Mediterranean Sea) to the Lower Sea (Persian Gulf), those who dwelt in ...... and all those who live in other types of buildings as well as all the kings of the West Land, who dwelt in tents, brought me their heavy tribute and kissed my feet in The Babylon. As to the region, from ...... to the cities of Ashur, Susa (Shoosh), Agade and Eshnuna, the cities of Zamban, Me-Turnu, Der as far as the region of the land of Gutium, the holy cities beyond the Tigris River, whose sanctuaries had been in ruins over a long period, the gods whose abode is in the midst of them, I returned to their places and housed them in lasting abodes.

I also gathered all their former inhabitants and returned to them their habitations. Furthermore, I resettled upon the command of Marduk, the great lord, all the gods of Sumer and Akad whom Nabonid had brought into Babylon to the anger of the lord of the gods, unharmed, in their former chapels, the places which makes them happy.  

May all the gods whom I have placed within their sanctuaries and resettled in their sacred cities, address a daily prayer in my favor before Bel and Nabu, that my days may be long, and may they recommend me to him, to Marduk my lord, they may say: "May Cyrus the King, who worships thee, and Cambysis his son ...... all gods I settled in a peaceful place, I sacrificed ducks and doves, I endeavored to repair their dwelling places ...... "

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 23:34  توسط علی اخلاقی  | 

به یاد داشته باشید این سخنان را

                                                                                        

کوروش :
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء

 بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.

داریوش :
ای مزدای اهورا این کشور را از خشکسالی از دشمن از دروگ

 دور بدار.

خشایارشا :
اهورا مزدا خدای بزرگی است که زمین را آفرید، که آسمان را آفرید،

 که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید.

خواجه نصیر توسی :
پیروزی از آن مردمانی است که همیشه توانایی در برابر سختی ها

را داشته باشند.

بزرگمهر :
سرنوشت با پروردگار است ، خشنود به آنم ، در سختی شکیبایم ،

 شکوه نکنم ، بدتر از این سختی باشد و سختی بگذرد ،

 در پناه و یاری پروردگار.

وهمن :
اشا یا اشویی برابر راستی ، پاکی ، سامان ، آرامش جهان ،

 هنجار هستی ، درستی ، پارسایی ، پرهیز کاری ، داد ، نیکویی ،

 پیمان داری ، و ... می باشد ، درستکار آنست که اگر راستی و

 اشویی به زیان اوست دست از آن بر ندارد و از آن نگریزد.

رستگاران همیشه راست و درست اند.

نیما یوشیج :
باید از چیزی کاست تا به چیزی افزود.

بیرونی خوارزمی :
آری تعصب چشمهای بینا را کور می کند و گوشهای شنوا را

کر می سازد و هر کسی را به باوری وادار می کند که خرد و

دانش آنرا گواهی ندهد.

فریدون مشیری :
مهر می ورزیم، پس هستیم!

کمبوجیه :
هرگز آفریدگار هستی را از یاد مبر، زیرا که جهان آفرین همواره،

 نه تنها هنگام سرافرازی و نیک بختی بلکه در هنگام نیاز و تنگی،

 شایسته‌ی ستایش است.

متون پهلوی :
چند چیز مردمان را بیش به کار اندر باید؛ خرد، هنر، دیدن و

 دانش دانستن، توانگری و دادی، خوب پنداری،

 خوب گفتاری و خوب کرداری.

خواجه عبدالله انصاری :
خداوندا! کجا بازیابیم آن روز که تو ما را بودی و ما نبودیم،

تا باز به آن روز رسیم میان آتش و دودیم اگر بدو گیتی آن

 روز یابیم پرسودیم ور بود خود را دریابیم به نبود خود خشنودیم.

متون پهلوی :
به فرهنگ خواستاری کوشا باشید چه فرهنگ اندر ( روزگار )

فراخی پیرایه و اندر سختی پناه و اندر نیاز دستگیر و اندر تنگی پیشه است.

                                     پیروز باشید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 23:15  توسط علی اخلاقی  | 

مطالب قدیمی‌تر