تبليغاتX
مرودشت مهد تمدن کهن پارس - کوروش
تاریخی مرودشت.تخت جمشید
 کوروش
كورش در هاليوود

يك خبر ديگر، اين كه در حال حاضر، يك گروه انگليسي به كارگرداني آلكس جاوي، مشغول تهية مقدمات ساخت فيلم زندگي كورش هستند. هزينة ساخت اين فيلم، 90 ميليون دلار پيش بيني شده است. بازيگران فيلم هنوز به طور قطعي مشخص نشده اند، ولي از شون كانري براي بازي در نقش پدر كورش و آنجلينا جولي براي نقش ملكة كورش دعوت شده است. فيلم برداري اين فيلم قرار است در تونس انجام شود. درسايت bbc.co.uk مي توانيد مصاحبه اي مفصل را با كارگردان فيلم (كه از شوخي روزگار، اسمش اسكندر است!) بخوانيد

كورش به معناي شبيه خورشيد است (خور+ وَش). درغرب، صورت لاتيني شدة اسم او (Cyrus) رواج دارد كه نام سيروس از همين جا آمده. (شبيه به همين، در مورد اسم پسرش كمبوجيه اتفاق افتاده كه چون در لاتين Cambyses شده است، بعدها به صورت كامبيز به زبان فارسي برگشته.)
پايتخت هاي كورش به ترتيب، شوش، همدان و بابل بود. بعدها داريوش تصميم گرفت پرسپوليس را در كنار آرامگاه كورش در پاسارگاد بسازد و آن جا را پايتخت امپراتوري كند.
بعضي ها كورش را زرتشتي مي دانند و برخي هم ظهور زرتشت را سال ها بعد از هخامنشيان مي دانند. آيين كورش هرچه بود، به پيروان ساير اديان و مقدسات آن ها احترام كامل مي گذاشت.
كورش، پنج فرزند داشت: كمبوجيه و برديا پسرانش بودند و آتوسا،  ركسانا و ارتوستونه دخترانش. كمبوجيه بعد از او شاه شد و آتوسا هم همسر داريوش بود.
هرودوت نوشته است: هنگام پادشاهي كورش و كمبوجيه، قانوني راجع به باج و ماليات نبود، بلكه مردمان هدايا مي آوردند. ماليات در زمان داريوش معمول شد. پارسي ها مي گفتند داريوش، تاجر؛ كمبوجيه، آقا؛ و كورش، پدر بود. اولي را به آن جهت كه منفعت  طلب بود، تاجر مي خواندند. دومي را چون سختگير و با نخوت بود، آقا مي گفتند. و سومي (يعني كورش) را به واسطة اين كه ملايم و مهربان بود و هميشه از حال رعيت آگاهي داشت، پدر مي خواندند.
كورش را همة ملل دنياي باستان دوست داشتند. پارسي ها كه وي آن ها را از گمنامي به افتخار رسانده بود، او را پدر خود مي خواندند. يوناني ها با اين كه در سواحل آسياي صغير از او شكست خورده بودند، تا زمان اسكندر، او را بزرگ ترين جنگجو مي دانستند. و يهود كه كورش آزادشان كرد، تا مدت ها فكر مي كردند كه او مسيح است.
پيشگويي ظهور كورش و نيز روايت زندگي و اعمال او در عهد عتيق (كتاب هاي اشعيا، ارميا، عذرا و دانيال) آمده است. در اين كتاب مقدس، لقب هاي عقاب شرق و شبان خدا براي كورش ذكر شده. همچنين داستان ذوالقرنين در قرآن مجيد (آيات 83 تا 97 سورة كهف) را مفسراني همچون علامه طباطبايي در الميزان ، منطبق با سرگذشت كورش مي دانند.
گزنفون، مورخ يوناني و از شاگردان سقراط، رساله اي نوشته است با عنوان كوروپايديا يعني تربيت كورش كه چنين شروعي دارد: ما با اعتقاد به اين كه اين مرد، سزاوار هر گونه ستايشي است، تحقيق كرده ايم تا بدانيم او از چه نوع آموزش و تربيتي برخوردار بوده است تا آن را در پيش بگيريم. در يونان باستان، اين كتاب، بهترين رساله در فنون جنگ به حساب مي آمد.
شخصيت كيخسرو، شاه آرماني شاهنامه ، شباهت زيادي با سرگذشت كورش دارد. بي شك، فردوسي، داستان كيخسرو را از روي افسانه هاي موجود دربارة كورش ساخته است.
سر توماس براون، فيلسوف، پزشك و نويسندة انگليسي، در 1658، كتاب خود در باب تحمل عقايد مخالف را باغ كورش نام گذاشت.
يكي از اتهامات مصدق در محاكمة معروفش اين بود كه مي خواسته به جاي عكس شاه، روي اسكناس ها عكس كورش و داريوش را چاپ كند.
منشور كورش، در 1879، هنگام كاوش در نينوا و توسط يك باستان شناس ايراني به نام هرمز رسام، پيدا شد. اين لوح گلي، 23 سانتي متر عرض و 11 سانتي متر ارتفاع دارد. بر روي آن با خط ميخي، 40 سطر مطلب نوشته شده كه بعضي از سطرها شكسته شده اند. سطرهاي 22 تا 37 در مورد سياست هاي كورش در كشورداري است و سطرهاي قبلي و بعدي، اطلاعاتي تاريخي در مورد فتح بابل و نسب نامة كورش به دست مي دهد. در حال حاضر، اين منشور در موزة بريتانيا نگهداري مي شود و شمارة آن، BM-WAA-90920 است.
سال 1969 در گردهمايي بين المللي حقوق دان ها، منشور كورش به عنوان نخستين سند حقوق بشر شناخته شد. سال 1971 سازمان ملل متحد، متن منشور كورش را به تمام زبان هاي رسمي دنيا منتشر كرد.
016863.jpg
لوح (منشور) حقوق بشر كورش
تسخير بابل به دست كورش 25 مهر 17 اكتبر 538 ق.م

جانشينان كورش

بعد از كورش، ده پادشاه هخامنشي ديگر بر تخت او نشستند، اما هيچ كدام (جز داريوش) نتوانستند مانند او پادشاهي كنند. كمبوجيه و داريوش، مانند كورش به اعتقادات مردمان تحت فرمانشان احترام مي گذاشتند و در جنگ و كشورداري، با بزرگواري رفتار مي كردند. اما پس از آن ها خشايار شاه، معابد آتن و بابل را به آتش  كشيد و اردشير درازدست براي پيروز شدن در جنگ با مصري ها، شاخه اي از رود نيل را خشكاند. بعد از اردشير هم شاهزادگان هخامنشي، مدام بر سر قدرت با هم درگير بودند، به گونه اي كه خشايار دوم، تنها 45 روز بر تخت نشست. امپراتوري هخامنشي، چنين رو به فروپاشي رفت. تا اين كه در 335 ق .م اسكندر مقدوني از راه رسيد، دولت ايرانيان را برانداخت و پرسپوليس را به آتش كشيد.
كورش در لندن
نمايشگاه امپراتوري فراموش شده: جهان ايران باستان با نمايش 400 قطعه از آثار فرهنگي و هنري دورة هخامنشي از روز 9 سپتامبر در موزه بريتانياي لندن برپاست و تا ژانويه (اواسط دي ماه) ادامه دارد. بخشي از اين آثار، مانند منشور كورش متعلق به خود موزه بريتانياست، اما بخش عمدة نمايشگاه ازموزه هاي مختلف دنيا مثل موزه  ملي ايران و موزه لوور فرانسه جمع آوري شده.
نمايشگاه با نقشه  امپراتوري هخامنشي شروع و با منشور كورش تمام مي شود. در اين موزه، آثاري مثل مجسمة بي سر داريوش، جام زريني كه كتيبة خشايار شاه به سه زبان بر روي آن حك شده، پايه ستون و سرستون هاي كاخ آپادانا، نقش برجسته هاي مجموعة تخت جمشيد، بز بالدار،... و بازوبندي طلايي با سر عقاب كه احتمالا ارمغاني براي داريوش بزرگ بوده، به نمايش گذاشته است.
در اين نمايشگاه، ستوني از كاخ آپادانا كه براي فيلم اسكندر (اليور استون، 2004) بازسازي شده بود هم هست

|+| نوشته شده توسط علی اخلاقی در پنجشنبه دوازدهم آبان 1384  |
 
 
بالا
/////////////////////////////////// ////////////////////// ///////////////////////////
/////////////// بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

//////////////////// .....................................................................
......................................آنلاین
.........................