
پارسه برخيز
اغلب وقتي از تختجمشيد بحث ميشود، تصويري از كاخ، دربار و خدم و حشم به ذهن ميرسد. غافل از آنكه تختجمشيد بخش كوچكي از سرزمين پارسه ، جايگاه و محل زندگي مردم ايران است؛ مردمي كه يكي از دستاوردهاي تلاشهايشان ساختن فضايي مانند تختجمشيد بوده است. امروز پژوهشگران در تلاش هستند كه صفحات تاريك زندگي اين مردم را با انجام تحقيقات در اين سرزمين روشن كنند.
وقتي جاده شيراز به اصفهان را در پيش بگيريم، پس از پيمودن (بيش از) 30كيلومتر در جهت شمال به جلگه مرودشت ميرسيم كه درازايش از غرب به شرق 60كيلومتر است و پهنايش تا 70 كيلومتري شيراز ميرسد. رود كر از شمال غربي جلگه تا جنوب شرقي آن را ميپيمايد و سيراب ميكند و به درياچه بختگان ميريزد و بدين ترتيب بستري مناسب براي شكلگيري مهد تمدن و فرهنگ زندگي مردم ايران از روزگاران كهن فراهم ميآورد.
از روزگار عيلاميان، زندگي مردم در اين منطقه آغاز شده و در دوران هخامنشي در شهر پارسه به اوج خود رسيده است.از سويي تختجمشيد ارگ شهر پارسه به شمار ميرفته است. اين ارگ بيش از 125 هزار متر مربع وسعت داشته و بر فراز صخرهاي كه از سوي مشرق پشت به دامنه كوه مهر(كوه رحمت) بنا شده بوده است.
«بنداد هخامنشي» با وقوف به اين امر از سالها قبل تحقيقات خود را براي آشكار كردن زندگي مردم پارسه آغاز كرد. اين تلاشها با وقوع انقلاب اسلامي متوقف شد و از مرداد سال 80 فعاليتهاي تحقيقاتي و عملياتي دوباره آغاز شد. از جمله اين فعاليتها ، پژوهش درباره شهر تاريخي پارسه است كه اين پژوهشها با انجام 4 فصل باستانشناسي(دوره هاي 20 روزه) از بهمن 81 وارد مرحله عملياتي شده است.
چالشهاي فرارو
از آنجا كه بناي تختجمشيد از زمان داريوش هخامنشي آغاز شده و تا آخرين روزهاي حكومت اين سلسله- در طول حدود 200 سال - در حال ساخت بوده است، اين نظريه را تقويت ميكند كه تختجمشيد نميتواند مجموعهاي از كاخهاي دورافتاده باشد و اينجاست كه به نظر ميرسد، مردمي به منظور تأمين آذوقه ، پشتيباني و ارائه خدمات به شاهزادگان كاخ نشين و كارگران و معماراني بخشهاي ديگر تختجمشيد را احداث ميكردند، در نزديكيهاي تختجمشيد زندگي ميكردهاند.
با اين فرض ، اگرچه در مورد محدوده احتمالي شهر تاريخي پارسه به نتيجه ميرسيم، اما زماني كه ساخت تو سازهاي اطراف تختجمشيد و ظهور شهري صنعتي با جمعميت 120 هزار نفر ( مرودشت)در 10 كيلومتري جنوب آن را در كمتر از يكصد سال گذشته در نظر بگيريم، اميدها براي يافتن اثري از اين شهر باستاني كاهش مييابد و كاش آن زمان كه كاوشهاي تختجمشيد براي بيرون آوردن آن از دل خاك انجام ميشد، كوشش ميشد كه شهر پارسه نيز دوباره آسمان را به نظاره بنشيند.
برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي، بهانهاي براي شروع جنگلكاري حوالي جنوب تختجمشيد از سال 1341 بود. از سال 1350 براي برگزاري اين جشنها، تمام تأسيسات برق و مخابرات از زير زمين اين منطقه عبور داده شد و اين مسأله امروز به مثابه سنگ ديگري در راه كاوشها در زمينه يافتن شهر پارسه تبديل شده است.
ضرورت بكر بودن منطقه مورد كاوش در آن بخش از مصاحبه اختصاصي قلينژاد، مدير كل ميراث فرهنگي فارس با روزنامه خبر جنوب چاپ شيراز، مشخص ميشود كه او گفته است: هدف از خريد حريم تختجمشيد ، كاوش در منطقه حريم و نماياندن شهر تاريخي پارسه است.
به گفته وي، بخشي از اعتبار 5/4 ميليارد توماني ( بودجه سال 82 تختجمشيد) صرف خريد حريم آن از صفه تختجمشيد تا محور شيراز – مرودشت – اصفهان خواهد شد و در اين حريم ، اجازه هيچ گونه ساخت و سازي حتي براي هتل داده نميشود.
پارسه ، برخيز!
پارسه با دستان جوانان و فكرهاي نو از بستر خاك بيرون خواهد آمد و تيشهها براي يافتن آن به طورهدفمندبه زمين زده خواهد شد. براي اين كار، لازم است از دانش آركئوژئوفيزيك بهره گرفت كه با كمك آن ميتوان بدون حفاري محل، بقاياي سازهها و ساختارهاي مدفون در زير زمين را يافت.
كوروش محمدخاني، فارغالتحصيل مهندسي معدن و دانشجوي كارشناسي ارشد باستانشناسي در دفتر كار خود در تختجمشيد به ما گفت: در ايران يكي از دو فردي است كه رشتههاي تحصيلي آنها تركيبي از 2 رشته ژئوفيريك و باستانشناسي است و اين گونه ميتواند در يافتن شهر پارسه مؤثر افتد.
او كه مسئول گروه آركئوژئوفيزيك بنياد پژوهشي پارسه – پاسارگاد است، پيدايش اين دانش در جهان را سال1946 ذكر ميكند كه براي اولين بار در ايران ، سال 1353 از سوي دكتر هس در فيروزآباد فارس مورد استفاده قرار گرفته است و از سال 78 به بعد از سوي گروههاي مختلف آلماني، فرانسوي و ايراني، برداشتهايي به اين روش در مناطقي چون اريسمان،چغازنبيل، پاسارگاد و تختجمشيد انجام شده است. وي ادامه ميدهد: اين كار در تختجمشيد با هدف يافتن شهر پارسه و تعيين حريم تپههاي باستاني دشت مرودشت با دستگاه مغناطيسسنج سزيوم انجام ميشود.
وي ميافزايد: ممكن است در يك منطقه 25 سال كاوش و حفاري انجام شود تا پاسخهاي مورد نظر به دست آيد، اما با ارسال امواج به زير زمين و دريافت انعكاس آن در طول يك سال به پاسخ دست خواهيم يافت. به گفته محمدخاني، گروه ژئوفيزيك سازمان زمينشناسي و اكتشافات معدني كشور نيز در تحليل اطلاعات به دستآمده، اين بنياد را ياري ميدهند. وي ميگويد: با توجه به برنامههاي پيشبيني شده فعلاً در حريم درجه يك و دو تختجمشيد برداشتها انجام شده و اين محدوده در آيندهاي نزديك گسترش خواهد يافت.
مديركل ميراث فرهنگي فارس با اطمينان خاصي گفته است: طبق آخرين پژوهشهاي بنياد پژوهشي پارسه – پاسارگاد، در حريم تختجمشيد يك شهر تاريخي وجود دارد و طبق نظريه كارشناسان ميراث فرهنگي ، اين شهر تاريخي پارسه است… .
يافـتـههاي اوليه
به گفته مسئول گروه آركئو ژئوفيزيك بنياد پژوهشي پارسه – پاسارگاد، طي كاوشهايي كه تا كنون نتيجه تحليل اطلاعات آنها به طور كامل مشخص شده، 2 حصار دفاعي ارگ تختجمشيد و همچنين سازه يك ساختمان در چند صدمتري شمال تختجمشيد در زمينهاي كشاورزي شناسايي شده است و البته يافتههاي ديگري نيز وجود دارد كه پس از تحليل نهايي اطلاعات مربوط به آنها، منتشر خواهد شد.
با اين حال ، مدير داخلي بنياد معتقد است، با بودجه كنوني شايد بتوان كاوشها را ادامه داد اما زمان زيادي طول خواهد كشيد. وي تأكيد ميكند: وسعت شهر پارسه ميطلبد كه در راه به سرانجام رسيدن كاوشهاي مربوط به آن، كمك و نگاهي ملي شامل آن شود.
مديركل ميراث فرهنگي فارس از نماياندن شهر پارسه در آيندهاي نزديك سخن به ميان آورده و گفته است: وقتي شهر پارسه نمايان شود، انعكاس اين خبر در سطح بينالمللي انفجار اطلاعاتي در پي دارد كه سرتاسر دنيا را تحت تأثير قرار ميدهد و نشان ميدهد كه تاريخچه شهر سازي در ايران بسيار طولاني است.
وي ميافزايد: با نماياندن شهر پارسه، تاريخچه شهرسازي در دوران هخامنشي دگرگون و قطب گردشگري تختجمشيد در استان فارس تقويت ميشود و به عنوان يك منبع خوب درآمدزايي گردشگري در دنيا مطرح ميشود و تعداد كثيري از شهرسازان، باستانشناسان و جامعهشناسان تاريخي از سرتاسر دنيا براي ارزيابي سطوح تاريخي ، پژوهشي و تحقيقي به اين منطقه هجوم ميآورند.
|
+| نوشته شده توسط
علی اخلاقی در جمعه بیست و هفتم آبان 1384
|